صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٢ - ادب و فرهنگ اسلامى عامل جلوگيرى از آسيبپذيرى
بچه مكتبى. آن وقت من تشبيهش كردم به يك بچه مكتبيهاى زمان سابق كه مقابل معلّمشان، كه خيلى از او مىترسيدند و وحشت داشتند. يك همچو صحنهاى بود. من اين قدر ناراحت شدم كه تلخىاش الآن هم وقتى فكر مىكنم، در ذائقهام هست كه ما مبتلاى به چه وضعى بوديم. چه اشخاصى بر ما حكومت كردند. و چه اشخاصى بر اين ملت حكومت كردند. اشخاصى كه در مقابل اجنبيها و كفار آن طور بودند و در مقابل ملت خودشان، آن طور سركوبى مىكردند.
شما كه براى آتيه اين مملكت ان شاء اللَّه، اميد هستيد، بايد همين دستورى كه از جانب خداى تبارك و تعالى، براى شناخت مؤمن وارد شده است، مدّ نظرتان داشته باشيد. با ملت خودتان، با ملت مسلم رحيم باشيد، لطيف باشيد، رئوف باشيد. در مقابل اجانب، توفنده و كوبنده باشيد، عكس زمان رژيم سابق و مثل زمان صدر اسلام. صدر اسلام وقتى كه مسلمين مواجه مىشدند با كفار، طورى رفتار كرده بودند با آنها، كه از قرارى كه گفته مىشود، بين آنها معروف شده بود كه اين عربها آدم را مىخورند. بين خودشان آن طور رئوف و مهربان بودند كه سردار بزرگ، مالك اشتر، از بازار عبور مىكرد. يك كسى نشناخته، به او فحّاشى كرد. ايشان هم سرش را زير انداخت و رفت. كسى به او گفت كه تو شناختى اين را؟ گفت: نه. گفت: اين مالك اشتر است. دويد، دنبالش دويد. ديد كه رفته توى مسجدى و ايستاده، نماز مىخواند. آمد پيشش عذرخواهى. گفت: نه، عذرخواهى نكن، من آمدم اينجا نماز بخوانم و براى تو طلب مغفرت بكنم از خدا. اين تربيت اسلامى است.
ادب و فرهنگ اسلامى عامل جلوگيرى از آسيبپذيرى
اگر ارتش ما، كه اميد يك ملت است، به ادب اسلامى درآيند، امكان ندارد كه يك هجومى بر آنها بشود، متزلزل بشوند؛ براى اينكه تزلزل مال آن است كه ايمان ندارد.
اينكه ايمان دارد متزلزل نيست. اگر ادب اسلامى در بين ملت ما متحقق بشود؛ همه قشرها يك قشرهاى اسلامى بشوند، آسيب ديگر در اين ملت تحقق پيدا نخواهد كرد،