صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤ - حزب بازى براى اختلاف افكنى
چيزى كه مضر است، اسلام است برايشان و وحدت كلمه ملت. اگر همه ملت يكى بشود و همه اسلامى باشند، اين نمىگذارد آنها زندگىشان درست بشود. اين دو نقطه را اينها به آن حمله كردند. زمان رضا شاه به اسلام حمله كردند و به روحانيت حمله كردند. آن كردند كه [نبايد بكنند].
شكاف ميان حوزه و دانشگاه
كسانى كه اگر يادشان باشد ديدند، كسانى كه نديدند در تاريخ بعدها ببينند، چون تاريخ هم نمىتوانست بنويسد، بعدها شايد بيايد در تاريخ، و در زمان اين هم با فرم ديگر. اساس اين بود كه اسلام را ببرد. تاريخ اسلام را به اسم اينكه ما خودمان يك كذايى هستيم، تاريخ اسلام را مىخواست از بين ببرد. موفق نشد. همه چيز را اينها مىخواستند از بين ببرند. اسلام را ضعيفش كنند و مردم را از آنهايى كه كار براى اسلام مىكردند، يا كارشناس اسلام بودند جدا كنند، به اسم اينكه اينها مرتجع هستند. از اين طرف هم دانشگاهيها يك دسته فكلى آنجا نشستند براى خودشان چه مىكنند. به ما مىآمدند اين طورى تزريق مىكردند كه اينها يك دسته بىدين و ريشتراش و فكلى. به شما مىآمدند از آن طرف مىگفتند اينها يك دسته انگليسىاند. اينها، همان عمال انگليسى [اند]. مىآمدند مىگفتند آخوندها، اين آخوندها انگليسىاند. انگليسىها اين حوزهها را درست كردند. من خودم با گوشم شنيدم گفت: انگليسىها نجف و قم را درست كردند، كه ما را نگذارند ترقى بكنيم. نقشه اين بود كه وحدت كلمهاى كه امكان داشت بين اين دو قشر متفكر پيش بيايد، نگذارند.
حزب بازى براى اختلاف افكنى
و خدا خواست كه در يك برهه از زمان، اين دو قشر با هم شدند. هر دو يك قصد داشتند. هر دو يك مطلب داشتند. و حالا باز همان قضايا مىخواهند پيش بياورند. باز دانشگاهيها را از مدارس قديمه جدا كنند. و حزبها پيش بياورند و گروههاى فراوان كه همه با هم مختلف باشند، و مع الأسف ماها ملتفت نيستيم. عمق مسائل را ما نمىتوانيم