صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٧ - اسلام مصلحت خواه ملتها
بياورند. ارتش اسلام هر جا رفته است و سردارهاى اسلام هر جا پا گذاشتند، همان جايى كه پا گذاشتند اول مسجد درست كردند. وقتى به قاهره رسيدند اول خط كشيدند براى مسجد و همه جا اين طور بود؛ مسجد مطرح بود، معبد مطرح بود و ارتش اسلام براى آباد كردن مساجد و محرابها كوشش مىكردند.
و پيغمبرها براى همين آمده بودند كه مردم را هدايت كنند به آن راهى كه مىرسند، به آن كمال مطلق و از اين حيرتها و از اين سرگشتگيها نجات پيدا مىكنند، براى نجات انسان است از اين ظلمت طبيعت به نور، بلكه از حجابهاى نور و ظلمت براى ماوراى اينها. در دعاى شعبانيه مىخوانيد:
الهِى هَبْ لى كَمالَ الانْقِطاعِ الَيْكَ وَ انِرْ ابْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها الَيْكَ حَتّى تَخْرِقَ ابصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّور؛ [١]
ما را هدايت كن به آنجايى كه ديدگان قلوب ما، چشمهاى قلب ما، حجابهاى نورانى [را] هم از بين بردارد، به تو برسد. اسلام آمده است كه انسان را از اين ضلالتى كه دارد، از اين حجابهايى كه دارد، حجابهايى كه بالاتر از همه حجاب خودبينى است، خود گندهبينى، [خارج كند]. تا انسان يك چيزى دستش مىآيد يك غرورى در او پيدا مىشود، خودش را بزرگ مىبيند، اسلام آمده است كه سركوب كند اين غرور را. مادامى كه انسان خودش را مىبيند نمىتواند به آن راهى كه راه هدايت است دست پيدا بكند، بايد پا بگذارد روى اين؛ اول امر اين است كه پا بگذارد روى اين شهواتى كه دارد، هواهاى نفسانيهاى كه دارد.
اسلام مصلحت خواه ملتها
و ارتش اسلام براى اين آمده است كه مردم را صيد كند و قلوب آنها را به دست بگيرد، نه مردم را بخواهد [كه] جهات مادى به دست بياورد. هيچ جنگى در دنيا كه بين انبيا بوده و غيرشان، نبوده است الّا اينكه مىخواستند اين سركشها را آرام كنند، انانيّتها را بكوبند. خداى تبارك و تعالى وقتى به حضرت موسى و هارون امر مىفرمايند،
[١] مناجات شعبانيه: «خداوندا به من نهايت گسستن از خويش را براى پيوستن به خودت عطا فرما؛ و چشمان قلبهاى ما را براى نگريستن به سوى خود به نور خودت روشن فرما، تا چشمهاى قلوب ما، حجابهاى نورانى را هم از ميان بردارد».