صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٩ - اسلام مصلحت خواه ملتها
نيست، شستشو شدهاند؛ اگر- خداى نخواسته- هم جهنمى باشيم در جهنم شستشو مىشود، جهنم راه بهشت است. اسلام آمده است كه همه اين گرفتاريهايى كه در بشر هست زايل كند و همه را به راه راست و با برادرى، با برابرى، با خوشى اينها را ببرد، راه ببرد همان طورى كه چوپان گوسفندهاى خودش را راه مىبرد، همان طور كه چوپان علاقه دارد كه اين گوسفند در يك جاى خوبى چَرا بكند. مىگويند پيغمبرها غالباً يا همه چوپانى هم كردهاند.
چرا اين گروههاى منحرف از آغوش اسلام كنار مىروند؟ بيايند ببينند كه اسلام چه مىگويد. و از اوّلى كه بشر مىخواهد ازدواج كند همراهش هست كه اين بچهاى كه مىخواهد از اين بشر توليد بشود، يك بچه خوبى باشد، بعد هم در دامن مادرش اين طور، بعد هم در دبستانش اين طور، بالا و پايين تا آخر. اسلام مىخواهد شما را هدايت كند به يك راه راستى. اسلام اين طور نيست كه بخواهد به شما يك سلطهاى پيدا كند و يك آقايى بفروشد، خير. پيغمبر اكرم كه شخص اول بود و بنيانگذار اسلام و بنيانگذار هدايت مردم، سيرهاش را برويد ببينيد چه جور بوده. آيا هيچ وقت سلطه جو بوده؟ وقتى با همين اشخاصى كه رفقايش بودند، دوستانش بودند، ديگر سياه و سفيد و اينها مطرح نبود، نشسته بودند همه با هم، دور هم مىنشستند؛ يكى آنجا بنشيند يكى پهلويش، بالا و پايين باشد، اين هم نبوده. از اول بنا بوده است كه يك اخلاق صحيح انسانى، آنكه براى انسان صالح است، آن را تربيت كنند به آن اخلاق، و تربيت كنند به آن عقايد و تمام اعمالى كه دستور دادهاند همهاش براى اين است كه، اين را تربيت كنند كه به آن مقصدى كه به حسب فطرت دارد؛ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها. [١] اين فطرت توحيد است، فطرت خداجويى است كه در همه هست؛ كافر هم كه دارد مىرود دنبال اينكه يك چيزى پيدا بكند، خودش ملتفت نيست، اين دنبال كمال مطلق است، اين را كمال خيال كرده است.
هر كس هر عملى انجام مىدهد براى اين [است] كه آن را يك چيز خوبى مىداند، يك
[١] بخشى از آيه ٣٠ سوره روم: «فطرت خداوند، همان كه انسانها را بر آن ذات آفريد».