صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٨ - عذرخواهى از ملت در اصلاح نشدن بعض امور
صادر مىشود، عكس همان آرمهاى شاهنشاهى باشد و اسم آنها باشد، من با ملت مىگويم كه با شماها آن رفتار كند كه با شاهنشاه كرد. ما هى سكوت مىكنيم، هى مىخواهيم مطالب را خودشان حل بكنند. مع ذلك، به فكر اين حرفها كم هستند. چرا به فكر نيستيد؟ چرا شوراى انقلاب به فكر اين مطلب نيست؟ چرا رئيس جمهور به فكر اين افراد نيست؟ اين امور نيست؟ به آن حرفهايى كه مىزنيد، يك قدرى هم عمل كنيد. شما همه مخالفيد با شاهنشاهى. رأس شما، آنهايى كه در رأس هستند كه من مىشناسمشان، آنها همه مخالفند با اين وضع. مخالفند با اوضاع سابق. اسلامى هستند. لكن مسامحه مىكنند. من نمىفهمم اين مسامحه چيست؟ در همين دو سه روز براى من يك چيزى آوردند كه تذكرهاى بوده است كه همان آرم شاهنشاهى و همان كثافتكاريها [را داشت]
در وزارت خارجه و در همه وزارتخانهها و همه مراكز، بايد اصلاح بشود اين امور؛ نمىشود اين طور. اگر عاجزند كنار بروند تا ما افرادى پيدا بكنيم كه عاجز نباشند و اگر عاجز نيستند چرا عمل نمىكنند؟
عذرخواهى از ملت در اصلاح نشدن بعض امور
من از شماها عذر مىخواهم. من از ملت ايران عذر مىخواهم. من از ملت ايران عذر مىخواهم. من از اين مادرهايى كه بچههاى خودشان را از دست دادند معذرت مىخواهم. من از اين برادرهايى كه عزيزان خودشان را دادند، از دست دادهاند، معذرت مىخواهم. من از اين ارتشيهايى كه جوانان خودشان را از دست دادهاند، از اين پاسدارها كه جوانهاى خودشان را از دست دادهاند و برادران خودشان را، معذرت مىخواهم كه عُرضه اين را ندارم كه كار را درست كنم. من از حضرت مهدى- سلام اللَّه عليه- من از پيشگاه پيغمبر اكرم معذرت مىخواهم. من از پيشگاه ولى عصر امام مهدى- سلام اللَّه عليه- معذرت مىخواهم. من از پيشگاه ملت ايران معذرت مىخواهم. من از شما برادران، برادران ارتشى، برادران پاسدار، برادران ژاندارمرى و ساير قواى انتظامى كه در راه اسلام جوانهاى خودشان را دادند، معذرت مىخواهم. ما نتوانستيم براى شما كارى