صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣ - مطالعات كارشناسان استعمار و ارزيابى ملتها
كذايى. قضيه اين است، از اين رژيم كه به دست خود ملت و با اسلاميت پيش بيايد مىترسند.
مطالعات كارشناسان استعمار و ارزيابى ملتها
اين خارجيها همه چيز ما را مطالعه كردند. اينها يك جانورهاى عجيبى هستند. همه چيز ما را مطالعه كردند. يعنى آمدند كارشناسهاشان تمام بيابانهاى ما را آن وقت كه اتومبيل نبود با شتر مىرفتند، با شتر و ساربان مىرفتند، تمام اين بيابانهايى كه در جاهايى كه مثلًا كاروانها مىرفتند، اينها مىرفتند از بيابانها، از جاهاى ديگر نقشه برمىداشتند و آن چيزهايى كه زير زمين بود، اينها با چيزهايى كه داشتند مىفهميدند اينجا چيست. در همدان من بودم. يكى از دوستان من يك صفحه بزرگى را آورد. من ديدم كه گفت، نقشه همدان است. نقشه همدان و حومه همدان، بزرگ بود. در نقشه ديدم كه يك نقطههاى زيادى در آن هست. گفت: اين نقشه مال خارجيها است، اين نقطهها جاهايى است كه يك چيزى تو آن هست. اين نقطههايى كه گذاشتند جاهايى است كه اينها كشف كردند يك چيزى زير اين در اين محل. يك چيزى پيدا مىشود. اينها علاوه بر اينكه زمينهاى ما را تفحص كردند و همه چيزش را تحت نظر قرار دادند و مىدانند ما چه داريم، علاوه بر اين قشرهاى ملت را مطالعه كردند. تو بختياريها رفتند. آنجا يك نفر آدم رفته، چند سال مانده آنجا. تو بختياريها مطالعه كرده كه اينها را چطور مىشود رام كرد. چطور مىشود برانگيخت. روحيات اينها چه جور است. تو بلوچستان هم رفتند، تو كردستان هم رفتند، همه جا. ممكن است يك نفر هم باشد كه كردها ندانند. غير كرد، خيال كنند كرد است. گاهى وقتها يكى از آنها پيدا شده، عمامه سرش بوده، آخوند شده! همه جا رفتند اينها و همه انگيزههايى كه در يك ملتى ممكن است منشأ يك امرى بشود، اينها مطالعهاش را كردند. قبلًا اينها مطالعه داشتند لكن خارجى، عينى چيزى به دستشان نيامده بود، آن طورى كه بايد بيايد. مطالعات بود و علميات بود. شما ملت بزرگ، آن مطالعات آنها را عينيت به آن داديد. يعنى آنها بعد از مطالعاتشان به اينجا رسيده بودند كه آن