صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٤ - مطالعات كارشناسان استعمار در مشرق زمين
ميدانها شديم. شماها تازه وارد اين ميدانها شديد. و به حسب آن حس انسانى هم كه داريد آن شيطنتهايى كه اينها در آن هستند كمتر وارد هستيد. اينها مطالعه كردند، نه ده سال و نه صد سال، در طول تاريخى كه راه پيدا كردند به شرق، مطالعه كردند. نه مطالعه فقط كشورها را، يعنى مخازن اينجاها را، اين هم يك مطالعه طولانى بر آن شده است.
قبل از اينكه اين اتومبيل و طياره و اين طور مسائل پيدا بشود، اينها كارشناسهاشان را مىفرستادند در شرق و وجب به وجب مثلًا اين مملكتها را گردش مىكردند. با شتر مىرفتند اين بيابانها را؛ با قافلهها مىرفتند اين بيابانها را گردش مىكردند و هر جايى كه يك چيزى پيدا مىشد يادداشت مىكردند. نقشه برمىداشتند. اين يك سرى كارشان بود كه بفهمند در كشور شما چه دارد. مخازن شما چى هست. اين مالِ حالا نيست. اين مالِ از سابق كه راه باز كردند دنبال اين قضيه هستند. و يك مطلب ديگرى كه شايد به آن بسيار اهميت مىدادند اين بود كه مطالعه در حال مردم ايران بكنند يا مردم شرق بكنند.
حالا ما ايران مورد بحثمان است. اين عشاير ايران، عشاير بختيارى، عشاير خوزستان- خيلى عشاير دارد ايران- توى اين عشاير، اشخاصى مىفرستادند براى مطالعه كه اينها چه جور وضعى دارند. چطور مىشود اينها را تحريك كرد. چطور مىشود اينها را از تحرك بازداشت. اين [ها] مطالعات طولانى كردند در اين باب و در افراد ديگر، غير عشاير.
مطالعات دارند، احزاب را چه جورى بايد درستش كرد و چه جورى به جان هم انداخت.
مطالعات اينها زياد است. و ما بايد الآن تمام توجهمان را به اين مطلب [بكنيم] كه اينها الآن نقشه اين معنا را دارند طرح مىكنند و مشغول اين معنا هستند كه در خود ايران افراد را، جمعيتها را به جان هم بريزند و بعد منعكس كنند به اينكه اين ايران، يك جمعيتى هستند كه نظمى تو [ى] آنها نيست، حكومتى ندارند. الآن اگر ملاحظه كرده باشيد اين روزنامههاى خارج را- كه ماحصلش پيش من مىآيد هم خود آنها، و روزنامه نويسهاشان، هم اينهايى كه مربوط به آن دستگاه سابق بودند، اين مسائل را هى مىگويند، الآن معلوم نيست كه مركز قدرت كجا هست. الآن معلوم نيست كه ايران چه، كى ايران را دارد تنظيم مىكند امورش را. كى دارد اين قافله را مىبرد؟ هى اول به طور