صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٦ - فقر و محروميت ملت در رژيم پهلوى
كارها در زمان رضا خان شد، كه شما اكثراً يادتان نيست و چه كارها هم در زمان اين دومى شد، كه بسيارىاش را همهتان يادتان هست. آن وقت مملكتى بود كه از ما نبود؛ يك نوكرى اينجا گذاشته بودند- مثل اينكه حالا هم يك نوكرى در عراق [١] گذاشتند. يك نوكرى هم در مصر [٢] دارند- يك نوكرى گذاشته بودند و اين نوكر جلاد [٣] همه چيزها هم در دسترسش گذاشته بودند و او هم هر كارى مىخواست انجام مىداد. جيب آنها را پر مىكرد، و ملت ما را به فقر و فلاكت [مىبرد]، حتى در خود تهران، اين محلههاى جنوب شهر و اين «حلبىآباد» [٤] و نمىدانم چىچى آباد و چىچى آبادها، كه زندگىشان را لا بد مىدانيد، فضلًا از آنهايى كه در خارج از تهران بودند. تمام ثروت اين ملت را به جيب امريكايىها و انگليسها و زمان آن مردِكه به انگليسها، بيشترش امريكايىها و به روسها و به همه، به جيب اينها كردند و جيبهاى آنها را پر كردند و مابقىاش را هم به جيب خودشان و دارو دسته خودشان كردند. كه حالا گاهى وقتها بعضى نقل مىكنند براى من از كاخهايى كه اينها دارند كه چه كاخهاى فلان و فلان هست و اين ملت بيچاره ضعيف ما را، از تمام مواهب اوليه زندگى [محروم كرده بودند]. آب- مثلًا- در بعضى از نقاط ايران وجود ندارد! هنوز هم باز نتوانستند برايشان آب بياورند.
من كه نجف بودم، يكى از تاجرهاى خيّر كويت، كه اهل ايران بود اصلًا، مكرر هر سال مىآمد پيش من و مىگفت كه فلان دِه- بعضى دهات طرف فارس ظاهراً بود- آنجا آبشان از آب باران است! و اين چيزى كه درست كردهاند كه جمع بشود آب باران در آن گاهى وقتها يك فرسخ از آنها دور است؛ زنها بايد يك فرسخ راه بروند، كوزه آب را پر كنند بياورند براى بچههايشان، آن هم كوزه آب باران! و در يك جايى درست كرده
[١] صدام حسين، رئيس جمهور عراق
[٢] محمد انور سادات، رئيس جمهور مصر
[٣] محمد رضا پهلوى
[٤] بخشى از نواحى جنوب شهر تهران و محلات فقيرنشين كه ساكنان آن به علت نداشتن خانه و مسكن، با تعبيه حلبهاى خالى روغن و امثال آن، سرپناههايى براى خود مىساختند. مجموعه اين سرپناهها به حلبىآباد مشهور شد. برخى شهرهاى ديگر نيز وضعى مشابه تهران داشتهاند.