صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٠ - ارتش، نيروى اسلامى هدايتگر
كمالى مىداند. اين دزدهاى سرِ گردنه هم اين را يك كمالى مىدانند كه بروند دزدى بكنند، به هم فخر مىكنند. همه دنبال كمالند، همه دنبال خدايند، ملتفت نيستند. بشر خداخواه هست، لكن اعوجاجات نمىگذارد، فطرتها را خاموش مىكند.
ارتش، نيروى اسلامى هدايتگر
شما برادران ارتشى، نيروهاى دريايى كه امروز اينجا تشريف آورديد، بعضيهايتان توجه داشته باشيد كه شما امروز لشكر پيغمبر اسلام هستيد. لشكر امام زمان- ارواحنا فداه- هستيد. الآن نظر دارد او به شماها، نامه اعمال شما به او عرضه مىشود به حسب روايات، طورى باشد كه نامهها وقتى عرضه مىشود ايشان را متأثر نكند. نيروهاى ما نيروهايى باشند كه مردم را بخواهند هدايت كنند به انسانيت. فرق ما بين نيروى توحيدى و نيروى طاغوتى همين است؛ نيروى طاغوتى مىخواست تو سر مردم بزند، از مردم فاصله مىگرفت. توجه داشته باشيد كه هر چه قدرت پيدا كنيد شما، به اندازه محمد رضا پيدا نمىكنيد و حالا او در يك بسترى خوابيده است كه مرگ براى او عروسى است. دنيا اين است! و آنهايى كه اهل معرفت خدا هستند هر چه نزديكتر به آن عالَم بشوند ابتهاجشان زيادتر مىشود، كمالشان زيادتر مىشود. كوشش كنيد كه ارتش اسلامى باشيد، نيروى اسلامى باشيد، نيرويى باشيد كه بخواهيد با اين نيروى خودتان اشخاصى هم كه خلاف مىكنند اينها را تربيت كنيد، ضربه، ضربه تربيتى باشد؛
ضَرْبَةُ عَلِيٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ افْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَيْنِ، [١]
اين روايتى است از رسول اكرم. ضربه، يك ضربه بود، يك دست بالا بردن و فرود آوردن و يك نفر آدم را در «يوم الخندق» كشتن. البته از جهت سياسى اين ضربه، ضربهاى بود كه اسلام را از شرّ كفار نجات داد. ولى [مهمتر] از آن جهت، جهت معنوىاش است. اين دست بالا مىرود و پايين مىآيد. يكوقت آدم خيال مىكند منم كه اين كار را مىكنم، من بودم كه اين كردم، من بودم كه اين جور كردم، اين شيطان است.
[١] حديث نبوى، بحار الأنوار، ج ٣٩، ص ١: «يك ضربت شمشير على (ع) در روز خندق (جنگ خندق) از عبادت جن و انس برتر است».