ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٧٨ - (٩) فك ختم فص يوسفى
٢٧/ ٩ و اما آن چه كه من از ذوق و مكاشفه شيخمان- كه خداوند از او خشنود باد- مشاهده كرده و چشيده و امتحان كردهام برتر از آن است كه إدراكات بدان راه يابند و خردها بر آن آگاه شوند، چون او كشف معلومات الهى را در حضرت علم مىكرد و از چگونگى پيروى علم از معلوم خبر مىداد و اينكه علم اثرى در معلوم ندارد و اين معلوم است كه تعلق علم عالم را به خود معين و مشخص مىكند و آن [تعلق] را از ذات خودش مىبخشد. پس اگر علم عالم، علمى ذاتى و أزلي بود آن عطا و بخشندگى از جانب معلوم نيز عطايى ذاتى و أزلي خواهد بود، زيرا تعين معلوم در علم الهى أزلي، تعينى أزلي و ابدى و يكسان است. و اگر
علم عالم، علمى انفعالى و حادث و تازه باشد تعلقش به معلوم، تعلقى حادث و جديد و انفعالى- مانند اين [علم ما]- با پيروى علم از جهت تعلقش به معلوم، در هر حال، خواهد بود. و او [حضرت شيخ أكبر قدس سره] استعدادات مردمان- جزئى و كلى آنها- را مشاهده مىكرد و همچنين نتايج آنها و روند هر استعدادى از آنها را تا پايان كار هر انسانى در مرتبه شقاوت و سعادتش مشاهده مىنمود، و خبر دادنش از آن مقام پيرو بينشى مخصوص بود كه بدان بينش به شخص نظر مىكرد يعنى هر شخصى را كه مىخواست بر اصل و حقيقت حالش و آن چه كه تا پايان كار از مرتبه نقص و يا كمالش در پيش دارد، آگاهى يابد [نظر مىنمود]، سپس خبر مىداد و اشتباه نمىكرد.
٢٨/ ٩ اين امور را فراوان، و در غير خبر از امور الهى و وجودى از او مشاهده كردم و با بركت و فضل و كرم الهى، بر سر قدر و اصل [صدور] حكم الهى بر أشياء آگاهى يافتم و [شيخ أكبر] پس از آن مرا به درستى حكم در آن چه كه بدان حكم مىكنم به سبب اين آگاهى، و رسيدن به آن چه كه اراده به وقوعش به موجب اين كشف عالى تعلق مىگيرد، بشارت داد لذا نه آن [اصابت حكم] از من قطع شد و نه باطل گرديد. و سپاس مر خداوند بخشاينده و فزونى بخش را.