ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ٧٦ - (٩) فك ختم فص يوسفى
به حسب درجات اعتدال و انحراف طبيعى و معنوى كه اختصاص به صفات و حالات و دانشها و گرايشها دارد- زيبا و زشت- ظاهر مىشوند. و آخرين نفس بيدارى را كه پس از آن خواب است سلطنت و غلبهاى قوى مىباشد به حسب آن چه كه باطن در آن زمان توجه داشته و بدان فرو رفته است، و اگر باطن به چيزى فرو نرفته باشد و به كلى از خواطر و تعلقات و از خاصيات افعال و صفاتى كه زمانش به شخص نزديك است خالى باشد، اين سببى يارى دهنده است براى آگاهى بيشتر و درستى نقش آن چه كه خواب بيننده در باطن خود بر آن اطلاع يافته است.
٢٢/ ٩ اما به تأخير افتادن حكم خوابها: آن دليل بر بلندى مقام نفس است، زيرا آن چه را كه در عوالم عالى و ما فوق و نزديك به حضرت علم و عالم معانى مجرد [مفارقات عقلى] است در مىيابد پس ناگزير از فاصلهاى زمانى است كه بين زمان آگاهى [: خواب ديدن] و زمان ظهور حكم آن چه كه آگاهى بر آن در عالم حس واقع خواهد شد- البته به مقدار درنگ آن امر در هر آسمانى كه اقتضا دارد- تا آن كه رنگ حكم آن [مرتبه] را يافته و بهره خويش را از آن فلك و آن چه در آن است دريافت دارد. سپس فرود آمده و به فلكى كه پايينتر از آن است و همين طور تا آخرين فلك- براى تمامى يافتن و همراهى كردن با قواى آن چه كه بر او مىگذرد- گذر مىكند. زيرا هر پديده و امرى كه در اين جهان ظهور مىيابد، از زمان جدا شدن معنويش از مقام قلم اعلا و لوح محفوظ، و اتصالش به عرش و سپس كرسى و بعد در هر آسمان، داراى منزل و مقامى است كه بيانش گفته آمد.
٢٣/ ٩ و در حديث آمده است كه: امر الهى پس از جدا شدنش از آسمان دنيا سه سال در فضا مىماند تا به زمين مىرسد و به محلى كه اختصاص بدان دارد اتصال مىيابد و اين از مكاشفات تجربه شده است كه همگان بر آن اتفاق دارند.