ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٢٤ - (١٦) فك ختم فص سليمانى
است و اسم «الرحمن» اسم حق تعالى است از آن جهت كه [حق تعالى] وجودى خالص و ناب است و نورش بر ممكنات موجود انبساط و گسترش يافته، چنانكه حق سبحان از اين [انبساط] خبر داده و فرموده است: الله نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ [نور/ ٣٥: خداوند نور آسمانها و زمين است]. سپس [در آيه نور] مراتب ظهورات نور و امثال و احكام مواد مظاهر آن را بيان داشته است.
١٠/ ١٦ بدان كه اين وجود را از جهت مبدأ و اصل انبساط و تعينش از غيب هويت حق تعالى مراتبى كلى در تعين و ظهور است: اولين آنها عالم معانى است سپس عالم أرواح است كه نسبتش به مرتبه ظهور تمامتر از نسبت عالم معانى است بعد عالم مثال است كه أرواح و معانى در آن تجسد و تناورى مىيابند- يعنى هيچ چيزى در آن عالم جز به صورت تجسد و تناورى ظهور و تعين پيدا نمىكند- پس از آن عالم حس است كه آغاز آن صورت عرش است كه به تمام أجسام محسوس احاطه دارد- يعنى فراگير جهات [فلك نهم]- و به آن، يعنى استواى سير معنوى وجودى صادر از غيب هويت در مراتب كلىاش براى ظهورى كه نهايتش عالم حس است، پايان مىپذيرد. زيرا تعينات وجود و گونهگون بودنهاى ظهورش، پس از عرش، فقط تفصيل و تركيب است.
پس روشن شد كه در عرش و به واسطه عرش، درجات و مراتب ظهور- همان گونه كه بيان داشتيم- پايان مىپذيرد از اين جهت بود كه استوا و استيلا را نسبت به اسم «الرحمن» داد، نه اسم ديگرى غير آن چون پيش از اين گفته آمد كه «رحمن» صورت رحمتى است كه تمام موجودات را فرا گرفته و ظهورات كلى آن در عرش پايان پذيرفته است.
١١/ ١٦ و اما حكم عام وجودى: آن در هر مرتبه از مراتب چهارگانه كلى بيان شده ظهور مىيابد و در آن چه كه پس از آن [مرتبه] از مراتب تفصيلى هست، به حسب رتبه آن مرتبه، تفصيل مىيابد. اگر آن چه را كه در اين حكمت سليمانى بر آن آگاهيت دادم فهميدى، آگاهى بر اسرار شگفتى خواهى يافت كه