ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١١٥ - (١٥) فك ختم فص عيسوى
الوهيت. پس در اثر پذير نيز هشت قابليت و اثر پذيرى تعين يافت كه آن [: تجلى حق تعالى] نهمينشان است.
٦/ ١٥ اين [حروف أرواح] و مظاهر آنها كه هجده مىشوند برحسب حروف بدين ترتيباند: ب ج د ه و ح ط ى ك م ف ق ر ت ث خ س ظ.
و سبب اختلاف وجود أرواح و حالاتشان به حسب مرتبهاى است كه در آن مرتبه، اجتماع بين توجهات حقايقى كه بيان شد [يعنى اسماء ذاتى] و بين آن چه كه مقابل آنها از قابليات حقايق اعيانى كه در آنها مؤثرند، واقع مىشود.
٧/ ١٥ و چون اين را دانستى بدان كه حروف بىنقطه- از اين حروف هجدهگانه- مظاهر توجهات حقايق [اسماء ذاتى] گفته شدهاند و حروف نقطهدار، مظاهر قابليات حقايقى [يعنى اسماء ذاتى] هستند كه در آنها اثر مىگذارند.
اين را نيك انديشه كن، خدا داناست.
٨/ ١٥ و صورت تأليف و پيوست همگى آنها كلمهاى است كه آن عبارت از حقيقت روحى حضرت عيسى عليه السلام است و صورت آن حضرت [: مقام] تكوين يافته از صيغه و شكل كلمه الهى به صفت جبرئيلى است، و پايدارى و ثباتش براى مدت زمانى در اين جهان، علتش كسب از سر طبيعت مريم عليها السلام است و سبب سرايت قوه و نيروى طبيعى از مريم عليها السلام به واسطه دميدن جبرئيل از كلمه بود كه آن، خاصيت تمثيل [: نمودار شدن] جبرئيلى به صورت بشرى به خلقتى تمام- يعنى نيكو و معتدل- است. و حال كار، از جهتى، شباهت به احتلام و خواب ديدن را دارد.
٩/ ١٥ و چون مقام جبرئيل سدرة(١) [المنتهى] است و سدره مقام برزخى است- چون متوسط بين عالم طبيعت عنصرى و بين عالم طبيعت كلى است، در مرتبه ثابت آن كه اختصاص به عالم مثال و عرش و كرسى و آن چه را كه
(١). شيخ عبد الرزاق كاشانى گويد: سدرة المنتهى برزخيت كبر است كه سير كاملان و اعمال و علومشان به آن جا منتهى مىشود، و آن نهايت مراتب اسمائى است كه رتبهاى بر آن برترى نمىگيرد.