ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١١٤ - (١٥) فك ختم فص عيسوى
مىكند اثبات شرف و بزرگى براى كسى كه بيان داشتيم مىكند.
٤/ ١٥ سپس بايد دانسته شود كه هيچ موجودى نيست جز آن كه ارتباطش با حق تعالى از دو جهت است: يكى از جهت زنجيره ترتيب و وسايط، و ديگرى را مطلقا از جهت وسايط حكمى در آن نيست و محققان اين وجه را- يعنى وجهى كه هيچ واسطهاى در آن بين هر موجود و پروردگارش نيست- وجه خاص ناميدهاند، جز آن كه در اين وجه از بيشتر خلايق از جهت خودشان بسته است، و بر اين [وجه] پيغمبر صلى الله عليه و آله در مواضع مختلف از بيانات و اشاراتش آگاهى داده است زيرا گاهى از جبرئيل روايت مىكرد و جبرئيل از ميكائيل و ميكائيل از اسرافيل و اسرافيل از خداوند متعال، و گاه ديگر از جبرئيل روايت مىكرد و جبرئيل از خداوند سبحان، و ديگر گاه از خداوند متعال- بدون واسطه جبرئيل- روايت مىكرد و مىفرمود: پروردگارم به من فرمود. و همچنين مىفرمود: مرا با خداوند وقتى [و حالاتى] است كه در آن وقت و حال [بىواسطگى] غير از پروردگارم [هيچ كس] نمىگنجد. و مىفرمود: پروردگارم به سراغم آمد. و امثال اينها.
٥/ ١٥ و چون اين اصل [: مقدمه] و آن چه كه بيانش گذشت روشن و آشكار شد بدان كه جبرئيل و ميكائيل و غير اين دو- جز قلم اعلا- از خداوند، هم با واسطه و هم بىواسطه مىگيرند، و همين طور بزرگان از انبياء و اولياء. و از جمله آن چه كه جبرئيل بدون واسطه از خداوند گرفته كلمه الهى عيسوى است كه آن را به مريم سپرد و اين كلمه فراهم آمده از حروفى بود كه به هم پيوستنشان سبب و علت. وجود أرواح بود و آنها هشت حرفاند و نهمينشان تجلى نفسى است كه در هر موجودى سريان دارد و موجب ظهور سر الهى است كه به واسطه حضرت عيسى عليه السلام تعين يافته است و در وى همان معنويات آن حروف است و آنها دستهاى از احكام وجوباند كه عبارتند از آثار اسماء ذاتى و توجهاتشان به سبب تجلى حق تعالى- از آن جهت كه تجلى است- در مرتبه