وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٢ - توسل به پيامبر و اولياى الهى
١. قرآن، نگارش اعمال را در يكجا به فرشتگان نسبت مى دهد[١] و در جاى ديگر همان عمل را به خدا.[٢]
٢. در يكجا، گرفتن جان بشر را كار فرشتگان مى شمارد،[٣] و در جاى ديگر همين پديده را به خدا نسبت مى دهد.[٤]
آيات ياد شده،حاكى از آن است كه نظام آفرينش بر محور يك رشته علّتها و معلولها،يا اسباب و مسبَّبات مى گردد و پديده ها روى هم ديگر اثر مى گذارند. در عين حا ل، مجموع اين نظام، وابسته به خدا بوده و در پرتو مشيت و اراده او، به حيات خود ادامه مى دهد، و «اگر نازى كند، درهم بريزد جمله قالبها». در معنى، كليّه اجزاى نظام كه به صورت علت و سبب تجلى مى كند، سپاه الهى بوده و به فرمان او انجام وظيفه مى كنند. و از شمار اين سپاه جز خدا كسى آگاه نيست.(وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلاّ هُو).[٥]
با توجه به اين بيان، رهنمود صريح وحى الهى( مبنى بر اينكه:مؤثر در جهان خلقت خداست)هرگز با دستاورد دانش بشرى (پديده ها در يكديگر اثر مى گذارند) كوچكترين تضادى ندارد، و آنان كه وحى را با علم در تعارض مى بينند يا وحى الهى را صحيح تفسير نمى كنند يا برداشت آنان از دانش هاى
[١] (بَلى وَرُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُون) (زخرف/٨٠): «فرستادگان ما نزد آنند و اعمال آنها را مى نويسند». [٢] . (وَاللّهُ يَكْتُبُ ما يُبيِّتُون) (نساء/٨١): «خدا آنچه را كه شبانه در سر مى پرورند مى نگارد». [٣] . (حَتّى إِذا جاءَأَحَدَكُمُ المَوتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا) (انعام/٦١): «آنگاه كه اجل يكى از شما فرا رسيد فرستادگان ما جان او را مى گيرند». [٤] . (اللّهُ يَتَوفَّى الأَنْفُسَ حينَ مَوتِها) (زمر/٤٢):«خدا جانها را به هنگام مرگ مى گيرد». [٥] . مدثر/٣١.