قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٨ - ٢- عشق آتشين داود به همسر اورياه!
و حق در مسئله قضاوت باشد، و اين معنى با موضوع عجله در قضاوت- آنهم در تحت شرايط غير عادى- كه از آيات مورد بحث برميآيد كاملًا سازگار مىباشد.
اكنون به تورات مراجعه كنيم و ببينيم در اين زمينه چه ميگويند:
«واقع شد كه وقت غروب داود از بسترش برخاست و بر پشت بام خانه ملك گردش كرد، و از پشت بام زنى را ديد كه خويشتن را شستشو ميكرد، و آن زن بسيار خوب صورت و خوش منظر بود، و داود فرستاد و درباره آن زن استفسار نمود، و كسى گفت كه آيا «بثشبع» [١] دختر «اليعام» زن [٢] «اورياه حتى» [٣] نيست؟
و داود ايلچيان را فرستاد و او را گرفت، و او نزد وى آمده، داود با او خوابيد و او بعد از تميز شدن از نجاستش به خانه خود رفت، و زن حامله شده، فرستاد و داود را مخبر ساخته كه حامله هستم، و داود به «يوآب» [٤] فرستاد كه «اورياه حتى» را نزد من بفرست، و يوآب، اورياه را نزد او فرستاد، و اورياه نزد وى آمد، و داود از سلامتى يوآب و از سلامتى قوم و از خوش گذشتن جنگ پرسيد.
و داود به اورياه گفت به خانهات فرود آى و پاهايت را شستشو نماى،
[١]. «بثشبع» نام آن زنى است كه داود- طبق گفته تورات- او را برهنه از پشت بام ديد و آتش عشق او در دلش شعلهور شد. اين زن دختر «اليعام» يكى از صاحبمنصبان عبرانى بود.
[٢]. «بتشبع» نام آن زنى است كه داود- طبق گفته تورات- او را برهنه از پشت بام ديد و آتش عشق او در دلش شعلهور شد. اين زن دختر «اليعام» يكى از صاحبمنصبان عبرانى بود.
[٣]. «اورياه» به تشديد ياء نام يكى از افسران ارشد لشكر داود بود، و «حتى» با تشديد تاء. و كسر (ح) منسوب به «حت» بن كنعان است، كه طايفه او را «بنىحث» مىگفتند:
[٤]. «يوآب» فرمانده لشكر داود.