قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤ - يك مقايسه جالب
گفته بودم هدايت نما ...» [١] از عبارات فوق كه عيناً از كتاب عهد قديم نقل شد چند موضوع استفاده ميشود:
١- دستور بتسازى و بتپرستى وسيله به هارون صادر گرديد، و هم به كمك او اجرا شد، و او نه تنها جلوگيرى از اين عمل ننمود بلكه خود مروج و بنيانگذار آن بود، و در اين قسمت سخنى از سامرى مطلقاً در ميان نيامده. آيا اين عمل از كسيكه جانشين موسى و وزير و همكار و همگام و رئيس كاهنان بنىاسرائيل- طبق گواهى تورات- بود امكانپذير است، چگونه منطق و عقل قبول مىكند كه چنين نسبت ناروا و شرمآورى را به هارون بدهيم [٢]؟
٢- خداوند از اين جريان چنان غضبناك شد كه مىخواست قوم موسى را نابود كند، اما موسى دو نكته را به خداوند خاطر نشان ساخت (مخصوصاً در يك جمله به خدا مىگويد به خاطر بياور!) و او را از سر خشم فرود آورد نخست اينكه: اگر اين كار را بكنى مردم مصر صفحه مىگذارند و مىگويند براى همين منظور بود كه بنى اسرائيل را از مصر بيرون آوردى كه در ميان كوهها به قتل رسانيده و از روى زمين منقرض سازى.
ديگر اينكه: به ابراهيم و اسحاق و اسرائيل (يعقوب) قول دادهاى
[١]. نقل از تورات مترجم و چاپ انگلستان به سال ١٨٧٨ صفحات ١٠٤ و ١٠٥ (سفر خروج باب ٢٣).
[٢]. نويسنده قاموس مقدّس (مستر هاكس آمريكائى) توجيه مضحكى براى اين داستان كرده و مىگويد هارون اين عمل را براى اسكات قوم كرد! اين سخن علاوه بر اينكه مصداق روشن عذر بدتر از گناه است با ساختن مذبح و دستور قربانى و تعيين عيد ابداً سازگار نيست. (دقت كنيد)