قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩ - دسته گلى كه بيگانگان به آب دادند!
و استعانت او از درگاه خداوند ندارد، و آن مفهوم پر ارزشى كه از «ايَّاكَ نَعْبُدُ وَ ايَّاكَ نَستَعِينُ» استفاده مىشود، در اين تعبير ابداً وجود ندارد، زيرا در اين جمله بندگان با صراحت تمام اعتراف به عبوديت و بندگى خداوند و استعانت جستن از ذات پاك مىكنند، و اين يك تلقين پر معنى و دائمى است كه در تربيت آنها كاملًا تأثير دارد.
د- كلمه «صراط الايمان» يك معنى خصوصى كه راه ايمان است در بردارد، در حالى كه «الصراط المستقيم» يعنى راه راست يك مفهوم عام دارد كه شامل تمام شئون زندگى مادى و معنوى انسانها مىشود، ضمناً از اين تعبير استفاده ميشود كه در دو طرف راه سعادت (يعنى در طرف افراط و تفريط) راههاى انحرافى فراوانى است كه بايد به دقت مراقب آن بود ولى از «صراط الايمان» اين معنى فهميده نمىشود.
ه- منظور از «جواهر» كه خداوند به پيغمبر بخشيده چيست؟ آيا همين دانههاى قيمتى است؟ اينكه افتخارى نيست، بعلاوه دروغ است زيرا چنين جواهرى در كار نبوده، و اگر منظور چيز ديگر است، جمله كاملًا ابهام دارد.
و- نهى از اعتماد بر گفته «ساحران» نامفهوم به نظر مىرسد زيرا در مورد پيامبر (ص) چنين احتمالى وجود ندارد كه او بر گفته ساحران اعتماد كند، بعلاوه آنچه درباره ساحران مورد توجه است كارهاى آنهاست، نه گفتار آنها، پس بهتر اينست كه گفته شود بر اعمال ساحران اعتماد مكن ....
ولى آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه گويا تلقين