قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢ - ١- اگر اجتماعى نبود
جمعى نبود چه مىشد؟ و يا اگر فرضاً يك روز انسان از اين نوع زندگى به خاطر اين همه پيچيدگيها و گرفتاريهاى طاقتفرسايش خسته شود، و عطايش را به لقايش ببخشد و راهى كوهها و جنگلها شود، چه خواهد شد؟
پاسخ دادن به اين سؤال چندان مشكل نيست. بايد گفت- همانطور كه جامعهشناسان هم گفتهاند- انسان به دون اجتماع همه چيز خود را از دست ميدهد، علوم و دانشها، كليه مظاهر تمدن، تكامل روحى و عواطف، و حتى سخن گفتن و مانند آن، همه را يكباره از دست خواهد داد.
كودكان وحشى
شاهد گوياى اين سخن وضع كودكانى است كه به عللى از اجتماعات بشرى دور افتاده و دوران كودكى را در يك محيط غير انسانى- مانند محيط حيوانات جنگل- پرورش يافتهاند.
در تاريخ، امثال اين كودكان مكرر ديده شدهاند، و مخصوصاً بعضى از آنها پس از بازگشت به اجتماعات انسانى مدتها تحت مطالعه دانشمندان قرار گرفتهاند.
اين كودكان نه تنها نمىتوانستند حرف بزنند و مفاهيم عالى زندگى را درك كنند، بلكه از درك عواطف ساده بشرى هم اثرى در آنها ديده نمىشد و رفتارى درست همچون رفتار جانوران وحشى جنگل داشتند.
براى نمونه:
يكى از روانشناسان مينويسد:
در سال ١٩٢٠ يك نفر هندى بنام دكتر سينك دو دختر بچه