قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١ - زيادهروى درباره معجزات
مسأله كردهاند، بلكه فكر ميكنند انكار امور خارق عادت و معجزات نشانه «روشنفكرى» است، و چون ميل دارند مردم آنها را «روشنفكر» بدانند يك قلم سرخ روى تمام معجزات كشيده، همه را انكار ميكنند!.
زيادهروى درباره معجزات
چيزى كه به اين طرز تفكر مايه و آب و رنگى ميدهد و آنرا در نظر بعضى موجه مىسازد افراطى است كه عدّهاى از افراد نادان و كم اطلاع در موضوع معجزه به خرج ميدهند، و هر روايت ضعيف و بى مأخذ و هر تاريخ غير معتبرى را دستاويز خود ساخته، بعنوان اينكه «باب فضائل» وسيع است و نقل معجزه عيب نيست، يك سلسله معجزات ساختگى و نامعقول، به پيامبران خدا نسبت داده، و قيافه علمى «معجزات واقعى» آنها را با اين اوهام مىپوشانند!.
اينها بگمان خود با نقل اينگونه «معجزات دروغين» خدمت مقدسى به آئين پيامبران ميكنند، و مقام آنها را در انظار بالا ميبرند، و ايمان مردم را نسبت به آنها راسختر ميسازند.
در حالى كه آنها در واقع، و در نظر هوشمندان، بزرگترين لطمه به حيثيت و شخصيت پيامبران ميزنند، و مردم كم اطلاع را نسبت بمعجزات واقعى پيامبران بدبين و مردد ميسازند.
مثال سادهاى عرض كنم: در نجف اشرف در ميان عدّهاى از «عوام مردم» مشهور بود پرندگان روى گنبد حضرت امير مؤمنان على عليهالسلام نمىنشينند و احترام ميگذارند و اين را بگمان خود نشانه شخصيت آن حضرت ميدانستند، در صورتيكه با چشم خودمان ميديديم اين مطلب