قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - نمونه ديگر ملاقات (فرشتگان با ابراهيم)
با طالح مساوى باشد حاشا از تو، آيا ميشود كه حاكم تمامى زمين عدالت نكند؟
پس خداوند گفت اگر در ميان شهر سدوم ٥٠ نفر صالح پيدا بكنم تمامى اهل آن مكان را به سبب ايشان نجات خواهم داد. و ابراهيم در جواب گفت: اينك حال من كه خاك و خاكستر آغاز تكلم نمودن با آقايم مينمايم، بلكه از ٥٠ نفر صالح پنج نفر كمى نمايد آيا مىشود كه تمامى اهل شهر را به سبب آن پنج هلاك سازى؟ پس گفت اگر در آنجا ٤٥ نفر يابم هلاك آن نخواهم كرد.
و بار ديگر با او متكلم شده، گفت بلكه در آن ٤٠ نفر يافت شود، پس او گفت كه به سبب ٤٠ نفر آن عمل نخواهم نمود.
و او گفت تمنا اينكه آقايم غضبناك نشود كه تكلم نمايم، بلكه در آن ٣٠ نفر يافت شوند، او گفت اگر در آنجا ٣٠ نفر پيدا بكنم آن عمل نخواهم نمود.
ديگر گفت اينك حال آغاز تكلم با آقايم نمودهام بلكه در آنجا ٢٠ نفر يافت شوند، او گفت كه به سبب ٢٠ نفر هلاك آن نخواهم كرد.
و ديگر گفت تمنا اينكه آقايم غضبناك نشود تا آنكه يك بار ديگر تكلم نمايم بلكه در آنجا ١٠ نفر پيدا شود او گفت كه به سبب ده نفر هلاكشان نخواهم كرد.
و خداوند هنگاميكه كلام را با ابراهيم به انجام رسانيده بود روانه شد و ابراهيم به مكانش رجعت نمود.» [١]
[١]. سفر تكوين (پيدايش) فصل هجدهم صفحه ١٨ و ١٩، همان چاپ.