قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٦ - تأمين آزادى، و پرورش استعدادها
نيست، و همگان بايد در آن يكسان باشند «كفشگر زاده» هم مىتواند «دبير» گردد، او هم مانند سايرين «پيروز بخت» آفريده شده نه «تيره بخت»!.
سرچشمه فساد
ثانياً- قرآن استعمار و استثمار انسان را بوسيله انسان، سرچشمه فساد در روى زمين ميداند، و آنرا به شدت محكوم ميكند: إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي اْلأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيي نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدينَ (قصص- ٤): «فرعون در روى زمين طغيان نمود و اهل آنرا به دستهها و طبقهها تقسيم كرد، جمعى از آنها را ناتوان (و اسير و مستعمره خود) مىشمرد، پسرانشان را بقتل ميرساند (تا نيروى فعال انسانى آنها را نابود كند) و دخترانشان را (براى خدمت) زنده نگه ميداشت، حقاً او از مفسدان بود».
قرآن مىگويد؛ حكومت روى زمين حق صاحبان زر و زور نيست، بلكه حق خاص «بندگان صالح خدا» است: أَنَّ اْلأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ (انبياء- ١٠٥) «بندگان شايستهام وارث (حكومت) زمين خواهند شد».
همه جهان يك كشور است
ثالثاً- مرزهاى قراردادى و ساختگى كه يكى از موانع بزرگ آميزش اقوام و ملل، و سبب بروز ناهماهنگيها در بخشهاى مختلف جهان، و يكى از علل تقسيم كشورهاى دنيا به كشورهاى «توسعه يافته» و «عقب مانده» و «در حال توسعه» است، و بالاخره يك نوع عامل سلب آزادى مىباشد، از ميان برداشته و آنها را به رسميت نمىشناسد.