قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠ - قرآن مسئله آفرينش انسان را چنين طرح ميكند
تا آنكه در زمينى كه از آن گرفته شده بود فلاحت نمايد (٢٤) و آدم را راند، و در طرف شرقى باغ «عدن» كرد بيان (فرشتگان) را و شمشير آتشبارى كه به جهت نگاهبانى راه شجره حيات گردش ميكردند مسكن داد!» [١] اين «افسانه زننده» كه در تورات كنونى به عنوان يك واقعيت تاريخى آمده است علت اصلى اخراج از بهشت، و گناه بزرگ او را توجه به علم و دانش و دانستن نيك و بد ميداند، و چنانچه آدم دست به شجره نيك و بد دراز نميكرد و تا ابد در جهل باقى ميماند، تا آنجا كه حتى نداند برهنه بودن زشت و ناپسند است، براى هميشه در بهشت باقى ميماند.
به اين ترتيب مسلماً آدم نبايد از كار خود پشيمان شده باشد، زيرا از دست دادن بهشتى كه شرط بقاى در آن ندانستن نيك و بد است در برابر بدست آوردن علم و دانش تجارت پر سودى محسوب ميگردد، چرا آدم از اين تجارت نگران و پشيمان باشد؟!
و به اين ترتيب افسانه تورات درست در نقطه مقابل قرآن كه ارزش مقام انسان و سر آفرينش او را در «علم الاسماء» معرفى كرده، گام برداشته است.
و اگر بعضى از ماترياليستها دين و مذهب را مايه تخدير و افيون اجتماعات معرفى كردهاند گفتار آنها مسلماً در مورد مذهبى كه بر اساس چنين افسانه رسوائى بنا شده باشد صادق خواهد بود، نه در مورد آئينى همچون
[١]. سفر تكوين- فصل دوم و سوم صفحات ٢ و ٣ و ٤. از ترجمه فارسى تورات چاپ انگلستان سال ١٨٧٨ كه وسيله «جمعيت بريتيش فارين بايبل سوسايتى» ترجمه شده است.