قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٠ - ٢- آيا تطبيق آيات قرآن بر اكتشفات علمى صحيح است؟
علم، و نه خدمت به دين.
مثلًا اگر ما فرضيه لاپلاس درباره چگونگى پيدايش منظومه شمسى را اساس قرار دهيم و آيات قرآن را با مناسبتهاى جزئى بر آن تطبيق كنيم مسلماً مرتكب كار خلافى شدهايم، چه اينكه هيچ دور نيست، فرضيه لاپلاس در پرتو اكتشافات علمى جديدى- همچون صدها فرضيه ديگر- راه فنا و نيستى را طى كند آنگاه تكليف ما با آن آيات كه وحى آسمانى است، خطا و اشتباه در آن راه ندارد چه خواهد بود.
فراموش نمىكنم با يكى از علماى اسلامى كه در كتابهايش اصرار فراوانى براى اين كار دارد، در اين باره سخن مىگفتيم، آن مرد بزرگ كه الان در قيد حيات نيست مىفرمود: ما وظيفه داريم اين كار را بكنيم و آيندگان موظفند اشتباه ما را برملا سازند و بگويند ما غلط كردهايم!
ولى با تمام احترامى كه براى مقام علمى آن مرد قائلم معتقدم هيچ دليلى ندارد كه ما خودمان را به زحمت و آيندگان را به دردسر بيندازيم، و اصولًا چنين كارى، هم خطرناك است و هم لزومى ندارد.
در برابر اين دسته، دسته ديگرى هستند كه راه تفريط را پيمودهاند و معتقدند كه ما به هيچ وجه حق نداريم مسائل علمى را هر قدر مسلّم باشد، بر آيات قرآن هر قدر روشن و صريح باشد تطبيق نمائيم.
اين تعصب و جمود نيز كاملًا بىدليل به نظر ميرسد. اگر راستى يك مسئله علمى به روشنى اثبات شده، و از محيط «فرضيهها» قدم به جهان قوانين علمى گذارده، و حتى گاهى جنبه حسى به خود گرفته- مانند گردش زمين به دور خود، يا گردش زمين به دور آفتاب، و مانند وجود گياهان نر و ماده، و تلقيح در عالم نباتات و امثال اينها- و از سوى ديگر آياتى از