قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣ - عربيهائى كه هر عربى از آن وحشت مىكند!
همين اندازه بايد گفت كسانيكه يك دوره صرف و نحو مختصر، كه براى محصّلين ادبيات عرب معمولًا دو سال بطول مىانجامد، بدانند، در نخستين برخورد با اين كتابها دچار حيرت و شگفتى مىشوند، زيرا مىبينند عبارت آنها نه شباهت به فارس دارد نه به عربى، بلكه معجون و مخلوط مضحكى از هر دو است، مطمئناً يك نفر كه اطلاع از زبان فارسى ندارد به اين آسانى نمىتواند بفهمد كه نويسندگان اين كتابها منظورشان نوشتن عربى بوده است!
اين سخن ادعا نيست، تعصب نيست، يك واقعيت است كه با مراجعه به خوبى روشن مىگردد، خلاصه: در نوشتن اين كتابها قواعد صرف و نحو بكلى فراموش شده، و جملهبنديها و تعبيرات و مشتقات عربى آن نامفهوم است.
بسيارى از مشتقات و واژهها و صيغههائى كه در آنها بكار رفته ابداً در مشتقات عربى وجود ندارد، و با اصول و قواعد به هيچ وجه تطبيق نميكند.
رعايت احكام «مذكر» و «مؤنث» و قواعد «تثنيه» و «جمع» و «معرفه» و «نكره» كه از بدوىترين قواعد ادبيات عرب مىباشد در آن نشده است.
بطوريكه اگر يكى از دانشآموزان كلاس سوم متوسطه دو ورقه امتحان خود به سبك اين كتابها چيز بنويسد مسلماً رفوزه خواهد شد!
شايد بدانيد نفوذ بابيگرى و بهائيگرى در ميان عربها تقريباً صفر است، به عقيده ما يكى از علل عدم نفوذ اين مسلك در كشورهاى عربى، وجود همين «عربيهاى آب نكشيده» آنهاست كه هر عربى زبانى را در