قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - چرا، و چگونه قرآن ساخته فكر بشر نيست؟
٣- پيغمبر اسلام (ص) درس نخوانده بود، يعنى اصولًا در آن محيط تاريك درسى وجود نداشت كه بخواند، نه مدرسهاى بود نه دانشگاهى، نه دانشمندى وجود داشت و نه استادى، اگر كسى تنها خواندن و نوشتن مىدانست دانشمند آن محيط محسوب مىشد تازه اينگونه «دانشمندان» هم انگشتشمار بودند!
و بفرض اينكه پيامبر اسلام (ص) خواندن و نوشتن را فرا ميگرفت كتابى در آن محيط پيدا نمىشد تا مطالعه كنند، جز اساطير و افسانههاى آميخته بخرافات گذشتگان.
سفرهاى محدود پيغمبر (ص) بخارج از حجاز براى تجارت بقدرى كوتاه و پر مشقّت بود كه جائى براى اين احتمال باقى نمىگذارد كه پيامبر (ص) در «خارج» تحصيل كرده باشد.
بعلاوه چگونه ممكن است كسى در چنان محيطى كه با سواد فوقالعاده در آن كمياب است درسى خوانده باشد و انگشتنما شود، و همه مردم او و استادش را نشناسند؟ و چگونه تصور مىشود چنين كسى با كمال صراحت در برابر تمام مردم بگويد: من درس نخواندهام، و «امّى» هستم و كسى به او اعتراض نكند؟!
قرآن مجيد روى كلمه «امّى» يعنى «درس نخوانده» در مورد پيامبر (ص) مكرر تكيه كرده است. [١] و نيز صريحاً مىگويد:
«وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمينِكَ إِذًا لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ» [٢]
[١]. آيات ١٥٧ و ١٥٨ سوره اعراف.
[٢]. سوره عنكبوت، آيه: ٤٨.