قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥ - متانت و عفّت بيان
آيه ٢٦ و ٢٧ از همين سوره يوسف، و يا تعبير به «فرج» و تعبير به «غائط» در بعضى ديگر از آيات قرآن.
پاسخ
اين ايراد از يك اشتباه بزرگ در معانى «اين كلمات» سرچشمه ميگيرد، و آن اينكه كلمات مزبور، بر خلاف آنچه گاهى در ترجمههاى فارسى براى ما گفتهاند، هرگز به معنى صريح اعضاى تناسلى و مانند آن نيست، بلكه كنايات بسيار دورى است كه آن خود نيز نشانه ديگرى از عفّت بيان قرآن است.
ما اگر به معنى حقيقى و اصلى آنها در لغت مراجعه كنيم خواهيم ديد كه چه اندازه سربسته و جنبه كنائى دارد.
مثلًا «قبل» در لغت درست به معنى «جلو- پيش رو» مىباشد (ان كان قميصه قدمن قبل- يعنى اگر پيراهن يوسف از جلو و پيش رو پاره شده باشد). [١] و «دبر» بمعنى «عقب- پشت سر) است (ان كان قميصه قدمن دبر يعنى اگر پيراهن او از پشت سر پاره شده باشد): [٢] «غائط» بمعنى مكان پست و محفوظ است و در قرآن تنها به همين معنى بكار رفته و آمدن از مكان محفوظ و پائين كنايه بسيار سربستهاى براى دفع مدفوعات است، در لغت ميخوانيم: (غوط البئر حفرها، فابعد حفرها غائط البئر حرفها- كه بمعنى حفر چاه آمده است).
«فرج» درست به معنى فاصله ميان دو چيز، و فرجه و شكاف است.
«فرج لباس» به شكافهاى لباس گفته ميشود، و گاهى به متن و وسط چيزى فرج ميگويند، مانند وسط جاده (فرج الوادى اى بطنه- فرج
[١]. سوره يوسف، آيه ٢٦.
[٢]. سوره يوسف، آيه ٢٧.