قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦ - ٩- عدم سازش با انحرافات محيط
اصولًا قسمت مهمى از زندگى اشراف و سرجنبانهاى مكه روى رباخوارى مىگرديد بطوريكه «مكه» در آن زمان شهر رباخواران بود:
موضوع «تحقير مقام زن» و پايمال ساختن انواع حقوق اجتماعى او، و حتى سلب حق حيات از دختران، و انواع خرافات و موهوماتى كه به صورت يك بيمارى همهگير درآمده بود، همه مسائلى بودند كه مبارزه با آنها حركت در جهت مخالف آب بود.
ولى پيامبر بىاعتنا به افكار انحرافى محيط و تمايلات اكثريت قريب به اتفاق، باتمام اينها تا سر حد پيروزى مبارزه كرد و تمام مشكلات آن را هم تحمل نمود، و نتيجه درخشانى هم گرفت.
بد نيست نمونهاى از كار مدّعيان دروغين را هم در اينجا بررسى كنيم و با يكديگر مقايسه نمائيم.
ميدانيم بهائيگرى در عصرى پيدا شد كه گرايش به بىبند و بارى اخلاقى و فرار از مسئوليتهاى اجتماعى و ... در آن عصر در ميان قشرهائى كاملًا به چشم ميخورد و كاروان آن از غرب به شرق مىآمد.
بوجود آورندگان اين مسلك روى فرصتطلبى خاصى كه داشتند اين معنى را كاملًا احساس نموده، و براى جلب توجه جمعى خود را با آن تطبيق دادند و احكامى صادر كردند كه نمونه آن را در زير ملاحظه مىكنيد:
١- الغاى مجازاتهاى شديد مربوط به اعمال منافى عفّت و قائل شدن به يك جريمه مالى كاملًا خفيف!
٢- لزوم گذاشتن زلف (و اگر امروز بودند حتماً به سبك هيپىها!)
٣- جواز استخدام دوشيزگان براى خدمت!
٤- جواز رباخوارى!