قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٤ - ١- عقائد در محيط ظهور قرآن
خلاصه قرآن در محيطى طلوع كرد كه عقائد و ايدئولوژيهاى مذهبى آنها، خرافى، بىمنطق و خالى از هر گونه ارزش علمى بود.
يك مقايسه ساده ميان معارف قرآن، با اينگونه عقايد، نشان ميدهد كه معارف اين كتاب علاوه بر اينكه در سطح بسيار بلند و عالى است، كاملا منطبق بر استدلالات عقلى و خالى از ابهام و خرافه است.
بعنوان نمونه:
قرآن براى كوبيدن افكار بتپرستان و تكان دادن مغزهاى خفته آنان، و بالاخره براى توجه دادن آنها به قبح و زشتى اين عقيده خرافى چنين وارد ميدان مىشود:
در يك جا از قول ابراهيم (ع) معلم توحيد و قهرمان بتشكن چنين نقل ميكند:
ما هذِهِ التَّماثيلُ الَّتي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ. قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدينَ. قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ في ضَلالٍ مُبينٍ «اين عكسها و نقوش و مجسمهها كه در برابر آن زانو مىزنيد چيست؟ گفتند: ما پدران خود را ديديم كه آنها را پرستش مىكنند!- گفت شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بودهايد» (پس چه جاى تقليد و اقتباس از آنهاست؟) (سوره انبياء- آيات ٥٢- ٥٤)
در اينجا چون بتپرستان بر مسئله حفظ عادات و رسوم نياكان تكيه ميكنند، قرآن اين مسئله را مردود شناخته و آن را محدود به مواردى ميداند كه تقليد و اقتباس و حفظ اين عادات و رسوم مصداق «گمراهى» و يا «گمراهى آشكار» نباشد.
در جاى ديگر مىگويد:
أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَ لا يَضُرُّكُمْ أُفِّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ