قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦ - نمونه ديگر ملاقات (فرشتگان با ابراهيم)
تحقيق خواهم زائيد در حالتى كه پير شدهام. آيا براى خداوند چيزى هست كه دشوار باشد (و حال اينكه) در وقت موعود بر طبق زمان، عمر به تو مراجعت من فرمايم من و ساره را پسرى خواهد شد. و ساره انكار كرده گفت كه نخنديدم، چه مىترسيد. پس او گفت چنين نيست به تحقيق تو خنديدى!.
و آن اشخاص از آنجا برخاستند و به سوى سدوم [١]، توجه نمودند و ابراهيم ايشان را مشايعت نمود تا آنكه ايشان را روانه نمايد.
و خداوند گفت از ابراهيم چيزى كه ميكنم پنهان نمايم. چون كه ابراهيم حقيقتاً قوم عظيم و بزرگ خواهد شد و تمامى طوائف زمين در او متبرك خواهند بود ...
و خداوند گفت: چون كه فرياد «سدوم» و «عموراه» [٢] زياده و گناهان ايشان بسيار سنگين است، پس حال فرود آمده خواهم ديد كه آيا بالكليه مثل فريادى كه به من رسيده است عمل نمودهاند و اگر چنين نباشد خواهم دانست و آن اشخاص از آنجا توجه نموده و به سوى «سدوم» روانه شدند در حالتى كه ابراهيم در حضور خداوند مىايستاد. پس ابراهيم تقرّب جسته گفت كه آيا حقيقتاً صالح را با طالح هلاك خواهى ساخت؟ احتمال دارد كه در اندرون شهر ٥٠ نفر صالح باشند، آيا ميشود كه آن مكان را هلاك سازى و به سبب ٥٠ نفر صالحى كه در اندرونش مىباشند نجات ندهى؟
حاشا از تو كه مثل اين كار بكنى و صالحان را با طالحان هلاك سازى و صالح
[١]. شهرهاى آباد قوم لوط كه در فلسطين قرار داشت (سدوم با كسر سين است).
[٢]. (عموراه) نام يكى از آن شهرهاست.