قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - ٢- عشق آتشين داود به همسر اورياه!
«آيا خبر متخاصمان به تو رسيده است كه از ديوار محراب عبادت (داود) بالا رفتند (و از طريق غير معمول بر او وارد شدند). هنگاميكه بر داود وارد شدند از آنها وحشت كرد (زيرا در غير موقع و از راه غير معمول وارد شده بودند) گفتند: نترس، دو نفر متخاصم هستيم كه يكى بر ديگرى ستم كرده است، در ميان ما به عدالت حكم كن و از طريق حق بيرون مرو، و ما را به راه راست هدايت فرما، اين شخص برادر من است و ٩٩ گوسفند دارد و من فقط يك گوسفند دارم و به من گفته است همين يكى را به من واگذار و از نظر منطق و سخن بر من برترى دارد. (داود) گفت گفت مسلماً با درخواست ضميمه كردن اين يك گوسفند به گوسفندانش به تو ستم كرده- و بسيارند دوستانى كه بعضى بر بعضى ديگر ستم روا ميدارند مگر آنها كه ايمان آورده و عمل صالح انجام ميدهند و اينها كمند- و داود گمان كرد ما او را آزمايش كردهايم (با اين جريان) سپس استغفار كرد و بدرگاه خدا نماز گذارد و توبه نمود. ما او را آمرزيديم و او در نزد ما مقام (ارجمند) و جايگاه خوب دارد» (آيات ٢١ تا ٢٥ سوره ص).
آغاز و انجام داستان در قرآن همين است كه در بالا آورديم. در اينجا سخن از دو نفر متخاصم و طرف نزاع و دعوا در كار است كه درباره مسئله سادهاى به نزاع برخاستهاند (و اينگونه نزاعها در ميان توده مردم عادى مخصوصاً در آن اعصار كم نبوده است).
اما دو جمله در اين آيات است كه خالى از ابهام نيست، يكى مسئله «آزمايش» داود و ديگرى مسئله «استغفار و توبه» او است. در اين دو قسمت، قرآن روى نقطه مشخصى انگشت نگذاشته، و لذا مفسّران اسلامى در اينباره به بحث و گفتگو پرداخته احتمالات متعددى دادهاند.