قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٧ - ٢- عشق آتشين داود به همسر اورياه!
در ميان احتمالات گوناگونى كه مفسّران دادهاند يك احتمال از همه قويتر است كه با آياتى كه بعد از اين آيه قرار دارد نيز تأييد ميشود، بنابراين بايد به قرينه آيات بعد، اين احتمال را از ميان همه احتمالات انتخاب كرده، پذيرفت و آن اينكه:
داود در امر قضاوت اطلاعات و مهارت فراوانى داشت، و خدا مىخواست او را آزمايش كند، و يك چنين شرايط غير عادى براى او پيش آورد، او گرفتار دستپاچگى و عجله شد و هنگاميكه يكى از آن دو نفر طرف دعوا، ادعاى خود را طرح كرد، او بدون اينكه مهلت دهد و گفتار نفر دوم را بشنود- و قانون قضاوت و دادرسى چنين اقتضاءِ ميكند- فوراً حكم كرد و گفت برادر تو بر تو ستم كرده، در حالى كه مىبايست خونسردى خود را حفظ كند و گفتار طرف ديگر را بشنود- لغزش داود در چنين مسئله به ظاهر سادهاى وسيلهاى براى آزمايش او بود، گر چه فوراً متوجه شد و آن را پيش از «گذشتن وقت» جبران نمود، ولى هر چه بود كارى از او سر زد كه شايسته آن مقام ارجمند نبود، لذا از اين «ترك اولى» استغفار كرد، و خداوند هم او را مشمول عفو و بخشش خود قرار داد.
شاهد اين تفسير، آيهاى است كه بلافاصله بعد از اين آيات آمده:
يا داوُودُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَليفَةً فِي اْلأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ (سوره ص- ٢٦): «اى داود ما تو را جانشين در روى زمين قرار داديم، بنابراين از روى حق و عدالت در ميان مردم قضاوت كن و از هوس پيروى مكن كه تو را از خدا گمراه ميسازد.»
اين آيه نشان ميدهد كه لغزش داود در طرز قضاوت و حكومت بوده است، و نه در چيز ديگر، بنابراين بايد كاملًا مراقب اصول عدالت