قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣ - ٢- عشق آتشين داود به همسر اورياه!
اعتراف كرد.
٥- خداوند داود را عفو كرد (به همين سادگى؟!)
٦- خداوند تنها يك مجازات دنيوى براى داود قائل شد و مقدّر ساخت زنانش به دست رفيقان او بيفتند و آنها در عين آفتاب (در روز روشن) و در برابر چشم بنىاسرائيل آن عمل را با آنها انجام دهند!
٧- و همين زن بالاخره مادر سليمان شد و سليمان از او متولد گرديد و خداوند هم او را دوست داشت چه مادر پاك و حلالى؟!
اگر ما داود را پيامبر خدا بدانيم، چنانكه همه مسلمانان ميدانند، و از پارهاى از عبارات تورات نيز برمىآيد [١] منافات اين اعمال با مقام نبوت نياز به كوچكترين بحث و گفتگو ندارد، نه تنها با مقام نبوت سازگار نيست بلكه اين عمل يك عمل بسيار جنايتكارانه است كه از يك فرد عادى هم عجيب به نظر ميرسد و در خور هر گونه مجازات است، وانگهى چطور مىتوان باور كرد كه خداوند از يك آدم قاتل كه افسر خود را عمداً به كشتن داده، و زناى محصنه كرده، و سپس زن او را تصاحب نموده، به همين سادگى درگذرد و او را عفو فرمايد؟!
و اگر او را تنها پادشاهى از پادشاهان بنىاسرائيل بدانيم- چنانكه در تورات حالات او در كتاب ملوك و پادشاهان آمده- باز هم ابداً قابل قبول نيست.
[١]. در فصل ٢١ كتاب دوم شموئيل جمله اول چنين ميخوانيم «در ايام داود سه سال على الاتصال قحطى شد و داوددر حضور خداوند سؤال كرد، و خداوند فرمود كه به سبب «شاؤول» و خاندان خونخوارش شد ...» روشن است كه گفتگو با خداوند از خصايص پيامبران است.