قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٣ - يك مقايسه جالب
قهر خود برگرد! و نظر به انزال بلا به قومت تغيير به ارادهات بده. و بندگان خود ابراهيم و اسحاق و اسرائيل را به خاطر آور، چونكه به ذات خود براى ايشان قسم ياد نموده به ايشان گفتى كه ذرّيه شما را مثل ستارههاى آسمان بسيار خواهم گردانيد ...
و واقع شد كه هنگامى كه به اردو نزديك آمد گوساله و هروله كنندگان را ديد و غضب موسى افروخته شده، لوحها را از دستش انداخت، و آنها را به زير كوه شكست، و گوساله كه ساخته بودند گرفته به آتش سوزاند و آن ها تا گرد نمودنش سحق كرد (كوبيد تا گرد شد) و بر روى آب پاشيد و بنىاسرائيل را نوشانيد!.
و موسى به هارون گفت: كه اين قوم به تو چه كردند كه به اين گناه عظيم ايشان را مرتكب گردانيدى و هارون گفت: كه غضب آقايم افروخته نشود كه اين قوم را مىدانى كه مايل به بدى هستند. و به من گفتند كه از براى ما خدايان بساز كه پيشاپيش ما بروند زيرا كه اين موسى مردى كه ما را از زمين مصر بيرون آورد نمىدانيم كه وى را چه شد. و من به ايشان گفتم هر كس كه طلا دارد آن را بيرون نمايد پس به من دادند و آن را به آتش انداختم و اين گوساله بيرون آمد! ...
و موسى به خداوند باز رفته گفت كه آوخ اين قوم مرتكب گناه عظيم گرديده، چونكه به جهت خودشان خدايان زرّين ساختند. پس حال اگر گناه ايشان را رفع نمائى (كه خوب) و الّا تمنا اينكه مرا از كتابى كه مكتوب ساختى (مقام نبوت) محو نمائى!
و خداوند به موسى گفت هر كسى كه به من گناه ورزيده است او را از كتاب خود محو ميسازم. پس حال روانه شده اين قوم را به جائى كه به تو