رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣ - ج) شواهد خلاف
درباره حضرت آدم (عليه السلام) در قرآن مجيد مىخوانيم:
«... و عصى آدم ربّه فغوى .... آدم پروردگارش را نافرمانى كرد و از پاداش او محروم شد.» [١]
در اينحا نسبت عصيان به حضرت آدم (عليه السلام) داده شده است.
به موسى و يونس عليهما السلام و بعضى از پيامبران ديگر، نسبت ظلم داده شده است و مانند:
«... ربّ انّى ظلمت نفسى فأغفرلى فغفر له .... پروردگارا! من (موسى) به خود ستم كردم، مرا ببخش. خدا او را بخشيد ...» [٢]
«... فنادى فى الظّلمات ان لا اله الّا انت سبحانك انى كنت من الظّالمين .... (يونس) در آن ظلمتهايى (متراكم) صدا زد:
خداوندا! جز تو معبودى نيست، منزهى تو. من از ستمكاران بودم.» [٣]
در بعضى موارد ديگر نسبت ذهب (گناه) به آنها داده شده و همچنين تعبير به آمرزش و غفران- كه لازمه آن وجود آن گناه است- در مورد آنان بسيار ديده مىشود ٥ در دعاها و مناجاهاى فراوانى كه از أئمه عليهم السلام نقل شده، اعترافات زيادى به گناه، تقصير، عصيان و امثال آن ديده مىشود كه هنگام مناجات از خداوند طلب عفو و گذشت از آن كردهاند ٦
[١]-/ طه/ ١٢١
[٢]-/ قصص/ ١٦
[٣]-/ انبيا/ ٨٧