رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - الف) معصوم بوذن افتخار نيست!
پاسخ
نه تنها اين ايراد متوجه اصل مسئله لزوم عصمت پيامبران نيست، بلكه متوجه مسئله فضيلت بودن عصمت است. كسانى كه چنين ايرادى را كردهاند، به درستى معنى عصمت و مصونيت پيامبران را از خطا، درك ننمودهاند. آنها چنين پنداشتهاند كه: مصونيت پيامبران از گناه و خطا و مانند مصونيت در برابر مالاريا، حصبه، وبا و مانند آن است كه با تزريق واكسنهاى مخصوص، چنين حالى در آنها پيدا مىشود و چه بخواهند و چه نخواهند اين حالت در وجود آنها هست.
اشتباه آنها در همين نكته است كه آنها عصمت را يك نوع مصونيت غير ارادى و غير اختيارى پنداشتهاند، در حالى كه دقيقاً مطلب به عكس آن است، زيرا از بحثهايى كه درباره چگوهنگى عصمت شد، اين حقيقت روشن مىگردد.
توضيح اينكه: بر خلاف آنچه ايراد كنندگاه تصور كردهاند، عصمت پيامبران و پيشوايان بزرگ دين، يك حالت كاملًا ارادى و اختيارى است كه سر چشمه آن عقل، علم و ايمان آنهاست.
براى روشن شدن اين حقيقت لازم است مثالهاى گذشته را ياد آور شويم.
گفتيم: هرگز يك پزشك حاضر نيست آبى را كه مملو از انواع ميكربها مىباشد، بنوشد، زيرا عادتاً محال است به چنين كاريتتن در دهد؛ در حالى كه يك انسان بى اطلاع ممكن است جرعههايى از آن را بنوشد!
امكان ندارد يك شخصيّت معروف، برجسته و محترم اجتماع، به