رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - تصاوير سايه روشن
مىشد، اباق مورد نظر را تاريك كردند و دوربين فيلمردارى مجهز به سيستم مادون قرمز را آماده نمودند.
آنگاه چندين شب پره را در داخل اتاق رها كردند، شب پرهها با چنان مهارتى از لابه لاى سيمها عبور مىكرند كه تعجب همگان را بر انگيخت و هرگز لامپ مخصوص روشن نشد!
٣- حيوانات مدتى قبل از وقوع زلزله به وسيله حس مرموزى با خبر مىشوند و لوله فوقالعادهاى (پاره كردن بندها و فرار و صداهاى دلخراش)- كه حكايت از تكوين حادثه ناگوارى است، سر مىدهند!
در حالى كه نه ما و نه آن زلزله سنجهاى دقيق ما قادر به پيش بينى چنين حادثه اى نيستند! اين چه حس مرموزى است كه در اين حيوانات به اصطلاح بى شعور وجود دارد و ما با آن همه عقل و شعور از آن بى بهرهايم؟!
يا آن شب پره داراى چه احساسى است كه ما (اشرف مخلوقات) آرزو مىكنيم: اى كاش ما هم از چنين حسى بهرهمند بوديم تا ديگر شبها مشكلى برايمان پيش نمىآمد.
درست است كه ما نمىتوانيم چگونگى اين احساسات مرموز را دريابيم، ولى آيا هرگز مىتوانيم وجود آنها را به اين بهانه- كه تصور آنها به طور تفصيل براى ما محال است!- انكار كنيم؟
چرا ما نمىتوانيم وجود اين گونه احساسات را انكار كنيم؟ زيرا آثار آن را با چشم خود مىبينيم و همين كافى است تا تصوير اجمالى از آنها در ذهن ما ترسيم شود.
البته منظور از ذكر اين مثالها، نزديك ساختن مطلب به ذهن