رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - پيامبر تن
مىكند. براى همين است كه نصايح وجدان بر حسب زمان، محيط، عادت و رسوم تغيير مىكند. تاريخ شاهد اعمال وحشيانه ايست كه اشخاص مختلف در زير سرپوش زيباى وجدان مرتكب مىشوند.
همه مىدانند كه اعراب قبل از اسلام دختران خود را زنده به گور مىكردند، ولى در آن زمان وجدان اين گونه اشخاص از اين جنايت ننگين ممانعت نمىكرد. در آن زمان كمتر كسى بود كه پدرى را كه تازه دختر معصومش را زنده زير خاك كرده ملامت كند، زيرا پدرى با انجام چنين عمل ننگينى حس مىكرد كه وظيفه وجدانى خود را به نحو اكمل انجام داده است و بنابراين وجدان شاد و آرامى داشت!!
٩- مزون امپراطور رم- كه يادگار حزن آورى را به يادگار گذاشته- چاقوى آلوده به خون را پس از كشتن مادرش به وجدان خود نشان داد تا براى آرامش درونى خود دليل قانع كنندهاى داشته باشد!
زمانى كه همين امپراطور خون آشام امر كرد شهر رم- پايتخت امپراطورى- را آتش بزنند، روى تپهاى رفت تا با شادى و خرمى، شعلههايى را كه به آسمان زبانه مىكشيد و خانههايى كه روى همديگر فرو مىريخت، با دقت تماشا كند!
تسكين دهنده وجدان مزون، زبانههاى آتش، صداى خراب شدن خانهها و ويرانى شهر بود!
امروزه از اين گونه افرادى كه سعى دارند جنايات و وحشى گرىهاى خود را منطبق با وجدان گردانند در گوشه و كنار دنيا ديده مىشودند!
١٠- اين عذر، انسان را به ياد داستانى مىاندازد كه مىگويد كه از