رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠ - يك ايراد ساده
قوانينى كه او تنظيم مىكند، عمرى با خاطرى آسوده زندگى كنيم و به تمام اين نابسامانىهاى كنونى خاتمه دهيم. نقشه مدينه فاضله را به كمك او در خارج از ذهن-/ و نه در عالم خيال- طرح كنيم.
اما چگونه و در كجا مىتوانيم چنين انسانى را بيابيم؟ آيا مىتوانيد كسى را بيابيد كه با جرأت بگويد: «من از تمام اسرار ساختمان وجود انسان با خبرم.»؟
امروزه دانشمندان بزرگ اعتراف مىكنند كه علوم مربوط به انسانشناسى با آن همه وسعت و دامنهاى كه پيدا كرده، تنها گوشهاى از اين سرزمين مرموز را روشن ساخته و بقيه همچنان در تاريكى ابهام باقى مانده است! تا آنجا كه بعضى از دانشمندان انسان شناس اين گوشه روشن شده وجود انسان را در برابر قسمتهاى مجهول و ناشناخته، آن قدر ناچيز مىدانند كه رسماً انسان را به عنوان يك موجود ناشناخته معرفى مىكنند [١]
آيا مىتوانيد در ميان دانشمندان جامعه شناس، كسى را پيدا كنيد كه بتواند ادعا كند: «من از تمامى كيفيات پيچيده اجتماعى- كه نتيجه روابط افراد و طرز خاص روحى و جسمى آنهاست- باخبرم.»؟ و يا بگويد: «تمام استعدادهاى نهفته وجود انسانها را كشف كردهام.»؟
آيا كسى مىتواند بگويد: «من مىتوانم تمام حوادث و پيش آمدهايى را كه ممكن است براى اجتماع و در طول حيات آن رخ دهد و همچنين واكنشها و عكسالعملهاى اجتماعى آن را پيش بينى كنم.»؟
[١]-/ الكسيس كارل؛ انسان موجود ناشناخته