رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - يك ايراد ساده
١- يك انسان شناس كامل باشد و بدون استثنا از تمام اسرار و رموز، ريزه كارىهاى جسم و جان انسان، عواطف، غرايز، اميال، شهوات، هوسها و خلاصه از همه جزئيات درون و برون اين وجود مرموز با خبر باشد.
٢- بايد از تمام كيفيات و تأثيراتى كه از روابط افراد با يكديگر و در هنگام زندگى دسته جمعى در دل اجتماع پيدا مىشود، آگاه باشد.
٣- بايد به طور كلى از تمام استعدادها، شايستگىها و كمالات بالقوّهاى كه در افراد و در اجتماع نهفته، مطلع باشد.
٤- بايد بتواند تمام حوادث و عكسالعملهايى را كه ممكن است در آينده نزديك يا دور براى اجتماع پيش آيد، پيش بينى كند.
٥- از كليه اصولى كه مىتواند انسان را به سوى تكامل سوق دهد و از موانع و شرايط آن مطلع باشد و آن چنان حسن انتخابى داشته باشد كه بتواند نزديكترين راهها را از ميان راههاى مختلف انتخاب كند.
٦- هيچ گونه منافعى در اجتماع نداشته باشد تا محور افكارش در هنگام تنظيم قانون- دانسته يا ندانسته- متوجه جهتى- كه حفظ منافع شخصى او را مىكند- نشود و بر خلاف مصالح اجتماع و به نفع خود قانونى وضع نكند.
٧- هرگز لغزش، گناه، خطا و اشتباهى از او سر نزند و همچنين فردى خير خواه، دلسوز، مهربان و در عين حال داراى ارادهاى قوى و باشهامت باشد و از هيچ قدرتى در اجتماع نهراسد مسلماً اگر بتوانيم انسانى را پيدا كنيم كه داراى تمام اين شرايط باشد، لقب بهترين قانونگزار، شايسته اوست و مىتوانيم در سايه طراحهاى اجتماعى و