رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - ١- فقدان دليل
مبدأ مشترك واحدى دانست كه مستقل از قيد زمان و مكان است.
٨- كرسى موريس تحت عنوان شعور حيوانى پس از ذكر مثالهايى در مورد حيوانات مختفل مىنويسد: «راجع به عجايب حواس و شعور حيوانى- كه ماوراء اطلاعات كنونى ماست- صفحات بسيارى مىتوان نگاشت، اما از همين چند مثال به خوبى آشكار مىشود كه، ما هنوز اندر خم يك كوچهايم و بسيارى مسائل نداشته هست كه بايد در آينده آنها را بياموزيم ....
هر قدرتى كه حيوانات دارند و ما فاقد آن هستيم، وسيلهاى است كه نبوغ و قوّه خلّاقه ما را بر انگيزد و تا زمانى كه چنان قدرتى براى خويش تحصيل نكردهايم و معلوم است كه هنوز اطلاعات ما درباره آن ناقص مىباشد، ما هنوز كيفيت شعور حيوانى را نمىدانيم و تا اطلاعات ناقصى كه در دست داريم نمىتوانيم اظهار نظر جامعى درباره آن بكنيم و تا زمانى كه از حواس تمام مخلوقات زمين بىبهرهايم نخواهيم توانست در خصوص مناسبات حقيقى قوانين طبيعت يا درباره حيات ازلى، عقيده جامع و كاملى داشته باشيم ...»
سپس بحث خود را با جملات زير خاتمه مىدهد: «وقتى درباره فضاى نامتناهى، زمان بى سر و ته، نيروى شگرفى كه در درون هسته اتم ذخيره شده، عوالم نا محدودى كه منظومههاى بىشمار و سيارات و ثوابت بىحساب در آن شناوند، قدرت تشعشع سيارات، قوه جاذبه زمين و قوانين ديگرى كه نظام عالم بسته به وجود آنست مىانديشيم، آن وقت در حقارت وجود خود و نقصان دانش خويش پى مىبريم. بايد بشريت چه راههاى طولانى ديگرى را بپيمايد تا به