رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - ١- فقدان دليل
دريافت مىداشتند.
امكان حصول اين نوع وحى- كه مورد بحث ما مىباشد- براى كسى كه خداوند او را مورد عنايت قرار داده چيزى نيست كه ادراك آن براى عقل مشكل باشد. بعضى از دانشمندان علوم جديد كه خيال مىكنند تمام حقايق جهان را مىتوان با معلومات تجربى تفسير نزد، وحى را يك نوغ تجلى شعور باطن و يا وجدان نا آگاه پنداشتهاند! ولى حقيقت اين است كه اسرار جهان منحصر به كشفيات امروز نيست. بسيارى از مسائل وجود دارد كه هنوز علم نتوانسته است به آنها پاسخ صريح و روشن بدهد و مسئله وحى نيز يكى از آنها است.
توجيه وحى از راه شعور نا آگاه با اظهارات پيامبران و كتابهاى آسمانى سازگار نيست، زيرا نتيجه آن توجيه اين مىشود كه: درك پيغمبران نيست به مسائلى كه به آنان وحى مىشده با درك ما نسبت به مسائلى كه از طريق تجلى شعور باطن سرچشمه مىگيرد، مغايرتى ندارد، به غير از آنكه آنان در اينجهت نيرومندتر بودهاند! حال آنكه پيغمبران، وحى را به صورت يك رابطه مخصوص با مبدأ هستى و مغاير با روابط فكرى و علمى ديگر، معرفى كردهاند. (در داخل متن اصلى شرح مفصل اين مطلب آمده است.)
٢- در اينجا براى اطلاع بيشتر به چند نمونه از عجائب شعور و حواس حيوانات اشاره مىكنيم:
الف) يك نوع از عنكبوتهاى آبى، لانه كروى شبيه توپ از تارهاى خود مىسازند و آن را به جسمى بسته و در زير آب مىاندازند؛ سپس خود بر سطح آب آمده، موهاى زير شكم خود را پر