رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧ - ١- ميزان فهم وحى
اگر بپرسيد: چرا نه؟
با يك لحن قاطع و غرورآميز مىگويند: زيرا چنين موضوعى بر خلاف علم است.
اگر سئوال كنيد: در كدام علم، كدام مبحث و به وسيله كدام يك از دانشمندان ثابت شده كه چنين ارتباطى با مبدأ جهان هستى و دريافت چنين علومى از آن مبدأ بزرگ ممكن نيست؟
در جواب خواهند گفت: «همين اندازه كه علم (علوم طبيعى امروز) چيزى را ثابت نكرد، كافى است كه ما نيز آن را انكار كنيم! به طور كلى مطالبى براى ما قابل پذيرش اتس كه علم آن را تأييد كرده باشد و از طريق علمى به اثبات برسد بايد هر موضوعى بدون استثناء از طريق علمى (علوم طبيعى امروز) حل شود.
علم امروز پرده از روى اسرار وجود انسان برداشته و تمام خصوصيات جسمى و روانى بشر را مورد بررسى دقيق قرار داده است، متأسفانه در اين پژوهشها، حسى را كه بتوان به كمك آن با جهان اسرارآميز دگرى مربوط شد و حقايق فوقالعادهاى را كه عقل بشر از طريق عادى از درك آن عاجز است، از اين راه درياف، نيافته است. اگر چنين موضوعى امكانپذير بود هرگز از نظر تيز بين و موشكاف علم مخفى نمىماند!
از اين گذشته اصلًا چنين رابطهاى براى ما قابل تصور نيست، زيرا ما چاونه مىتوانيم چيزى را كه قابل تصور نيست تصديق كنيم آيا تصديق بدون تصور ممكن است؟!
علازه بر اينها ما هر چه در وجود خود جست و جو مىكنيم و در