رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١ - ٧- ايمان آورندگان به او چه كسانى بودهاند؟
مثلًا: قرآن مجيد در همين مسأله مورد بحث و تشخيص معجزات از خوارق عادت) با عبارت كوتاهى به اين دو طريق مذكور اين چنين اشاره نموده:
١- «... قال موسى ما جئتم به السّحران اللّه سيبطله و انّ اللّه لا يصلح و عمل المفسدين ... موسى گفت: اين كارهاى (خرق عادتى) كه آورديد سحر است خداوند به زودى آن را ابطال مىكند، خداوند كار مفسدان را اصلاح نمىكند!» (يونس/ ٨١)
همانطور كه ملاحظه مىكنيد در قسمت اول آيه به خاصيت سحر و رياضت- كه محدود و قابل ابطال است- اشاره كرده و مىفهماند اين كارهاى كه از نيروى محدود بشرى مايه مىگيرد به سرعت مغلوب مىشوند و شكست مىخورند و تاب مقاومت در برابر خوارق عادات پيامبران را- كه از قدرت لايزال و بى پايان الهى سرچشمه گرفته- ندارند.
در ذيل آيه اشاره به طريق دوم كرده و مىگويد: «ساحران مردم مفسد و تبه كارى هستند و خدا هرگز عمل آنها را اصلاح نمىكند» و به اين ترتيب مىفهماند كه كار آنها يك نوغ فساد و تبه كارى است و چهره آن با چهره معجزات انبيا- كه جنبه اصلاحى دارد- بسيار فرق دارد.» در آيه زير نيز اشاره به همين موضوع شده است:
«قال موسى أتقولون يلحقّ لمّا جائكم أسحر هذا و لايفلح و السّاحرون» در اينجا نيز مىگويد: «ساحران مردم رستگارى نيستند.» (يونس/ ٧٧)