رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤ - ٧- ايمان آورندگان به او چه كسانى بودهاند؟
كار مىرود.
اساساً اديان و كتب آسمانى مانند ارواح بشر نيستند كه پس از پايان عمر، با فرشتگان به آسمانها پرواز كنند، بلكه آئينهاى نسخ شده در همين زمين هستند ولى اعتبارى ندارند، خلاصه اينكه: كلمه عروج نه تنها در هيچ جاى قرآن مجيد به معنى نسخ اديان به كار نرفته، بلكه اصولًا با نسخ اديان، سازش هم ندارد، زيرا دايان منسوخه، عروجى به آسمان ندارند.
٥- هرگز اين معنى با مصاديق خارجى تطبيق نمىكند، زيرا فاصله هيچ يك از اديان گذشته با اين حساب جور در نمىآيد.
مثلًا: فاصله ميان ظهور حضرت نوح (عليه السلام) با حضرت ابراهيم (عليه السلام) را بيش از ١٦٠٠ سال و فاصله حضرت ابراهيم (عليه السلام) با حضرت موسى (عليه السلام) را كمتر از ٥٠٠ سال نوشتهاند.
همچنين فاصله ميان پيدايش حضرت موسى (عليه السلام) و حضرت مسيح (عليه السلام) بيش از ١٥٠٠ سال و فاصله ميان حضرت مسيح (عليه السلام) و ظهور پيامبر بزرگ اسلام (صلى الله عليه و آله)، كمتر از ٦٠٠ سال است!
همانطور كه ملاحظه مىفرماييد نه تنها هيچ يك از اين دو با هزار سالى كه آنها مىگويند مطابقت ندارد، بلكه فاصله زيادى هم دارد.