رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١ - ٢- وضع اعجاز كنندگان گواه صدق آنهاست
بنابراين مطالعه در سوابق زندگى اين گونه اشخاص، چگونگى بهره بردارى از كارهاى خارقالعادهاى كه انجام مىدهند و با در نظر گرفتن طرز اخلاق و رفتار آنها در اجتماع، مىتواند راهنماى خوبى براى پى بردن به وضع آنها باشد و هدف اصلى و نهايى آنها را روشن سازد.
تفاوت پيامبران خدا و معجزاتشان با اين گونه اشخاص و كارهايشان خيلى واضح است، انبيا دارداى هدف على تربيتى بودند و معجزاتى كه مىآوردند به همين منظور و براى راهمايى و هدايت نوع بشر و اجراى برنامههاى اصلاحى) بوده و قصد هيچ گونه اغفال، سوء استفاده، كسب شهرت و امثال آن را نداشتهاند.
اين هدف مقدس از لابه لاى اعمال، چگونگى رفتار با مردم، سوابق زندگى و به خصوص در نوع بهره بردارى از معجزاتى كه انجام مىدادهاند، كاملًا مشخص مىشود. ٥
ياد آورى لازم
آكنون مىخواهيم بحث اعجاز را پايان دهيم ذكر يك نكته را لازم مىدانيم و آن اين كه: معجزه هر چه كه باشد به محال عقلى تعلق نمىگيرد.
به عبارت ديگر: معجزات در عين اينكه بر خلاف جريان عادى طبيعت است [١] (و به همين جهت آن را خرق عادت نيز مىناميم) بايد امر
[١]-/ در بحث «آيا اعجاز يعنى بر هم زدن قانون عليت؟» ثابت گرديد كه تغيير مسيرعادى علل طبيعى محال عقلى نيست