رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣ - مخالفان سرسخت
جواب استدلال دوم
در مورد استدلال دوم بايد گفت: اين سخن به كلى از موضوع خارج است، زيرا بحث در اين نيست كه ما خود را در بست در اختيار كسى بگذاريم كه همه چيزش مثل ماست، بلكه بحث در اين است كه ما خود را در اختيار كسى بگذاريم كه مقام علم و دانش او با ما اصلًا قابل قياس نيست، او مستقيماً به آفريدگار جهان اتصال دارد و از درياى بيكران علم و دانش او بهره مىگيرد. به علاوه جز پاكى، تقوا و فضيلت راه و رسم ديگرى ندارد. سخن ما تنها درباره چنين كسى است. راه شناختن او كدام است؟ اين خود بحث جداگانهاى دارد كه به طور مشروح در اين كتاب خواهد آمد.
ديگر اينكه: پيروى از انبيا، يك پيروى بدون قيد و شرط و بى چون و چرا نيست. پيامبران با احكام عقلى ما هماهنگ و همصدا هستند و آنچه را كه عقل ما به روشنى دريافته، مورد تأييد آنهاست و چنانچه مدعى نبوت، قدمى بر خلاف اين گونه احكام مسلّم عقلى بردارد، خود نشانه عدم صدق گفتار او در دعوى نبوت است.
(كلما حكم به العقل حكم به الشرع.)
تسليم شدن در برابر كسى كه در وى آن همه مزاياى علمى و اخلاقى است و با آنچه علم و عقل به روشنى دريافته همصدا است، نه تنها گناه نيست بلكه دقيقاً منطبق بر عقل و منطق است. اما اينكه برهماييان مىگويند: اگر پيامبران كارهاى خارقالعادهاى انجام مىدهند كسان ديگرى نيز هستند كه اين گونه كارها را انجام دهند و