فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٦ - نقش وحيد بهبهانى در نوسازى علم اصول آيت اللّه محمد مهدى آصفى
فراوانى را در اين علم به دنبال داشت و بىترديد علم اصول جديد، وامدار اين تجزيه و تقسيمبندى است كه وحيد در بحث شك انجام داده است.
استنباط عقلى وظيفه شخص در دو حالت شك در تكليف و شك در مكلفٌ به، از ابتكارهاى وحيد است كه در آثار محققان اصولى پيش از او، به صورتى روشن و روشمند و منظم، نشانى از آن ديده نمىشود.
در اين جا اقسام شك را در سخنان وحيد بهبهانى پى مىگيريم: وحيد شك را به دو قسم تقسيم مىكند:
١. شك در تكليف.
٢. شك در مكلفٌ به.
و وظيفه عملى مكلف را در دو حالتياد شده، اين گونه استنباط مىكند:
١. هر جا شكِ در تكليف باشد، حكم به براءت عقلى مىشود، به دليل قاعده عقلى: «قبيح بودن عقاب بدون بيان».
٢. هر جا كه شك در مكلفٌ به باشد، حكم به احتياط و اشتغال ذمّه مىشود، به دليل قاعده عقلى: «اشتغال ذمه يقينى، براءت يقينى مىخواهد».
در اين جا سخن خود را در باره اين آراى وحيد دنبال مىكنيم و با گسترش دامنه بحث، تا آن جا كه بتوان زمان حال را به گذشته پيوند داد، به آراى پسينيان از وحيد نيز اشاره خواهيم كرد، باشد كه نقش پيشتازى اين عالم محقق را در علم اصول جديد بشناسيم:
اقسام شك:وحيد بهبهانى دريافت كه شك مكلف، همواره به يك صورت نيست، بلكه شك از لحاظ متعلق، دو گونه است: شك به تكليف و شك به مكلفٌ به. در آميختن اين دو گونه شك به هم، به خطاى روش شناختى بزرگى مىانجامد. عقل براى هر كدام از اين شكها، حكم جداگانهاى دارد. در مورد شك در تكليف، حكم به براءت مىكند و در مورد شك در مكلفٌ به، حكم به اشتغال ذمه و احتياط مىكند. علت اين كه اخباريان، در موارد شبهه حكميه تحريميه، حكم به احتياط مىكنند، همين است كه آنان موارد شك در تكليف را از موارد شك در مكلفٌ به