فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١١ - پژوهشى در ديدن هلال ماه ابوالقاسم خزعلى آیت الله
اماميه را نيز، از سخن او برداشت كرده، اشكالهايى دارد كه تاكنون، خود، دريافتهايد. اين كه روايات حكايتگر تفصيل را با نظر توده فقيهان اهل سنت مخالف دانسته و به همين دليل، روايات مقابل آنها را ضعيف شمرده، سخنى است نادرست.
آنچه حقيقت و شايسته پذيرش و پيروى است، درست بر عكس اين است؛ چه باور به بىاعتبارى ديدن هلال درروز، خواه پيش از ظهر و خواه پس از ظهر، باورى است اسلامى و هيچ رنگى از تشيّع و تسنن برخود ندارد و همسنگ باور به لزوم ديدن هلال، در شب است.
اگر نظرى هم از عامه وجود داشته باشد كه بايد از آن دورى جست (و برخاسته از ديدگاه فردى آنان است) نظر كسانى چون ابو يوسف است.
از اين روى، در روايات مربوط به دوره پيش از امام صادق(ع) هيچ ديده نمىشود كه كسى معتقد به تفصيل باشد، بلكه اين تفصيل، تنها در روايات امام صادق(ع) كه هم عصر كسانى چون ابو يوسف بوده است، ديده مىشود و بر اين پايه، حمل اين دسته از روايات بر تقيه، شايستهتر و لازمتر است.
چكيده سخن: نظر همان است كه توده فقيهان دارند و چون شهرتى عظيم و اجماعى مسلم، پشتوانه آن است. ما با درنگ در كلام سيّد صاحب رياض، از مخالفت او و از اجماع بر خلاف نظريه برگزيد خود، كه از سخن او بر مىآيد و با اجماع برنظرى كه برگزيدهايم، مخالفت دارد، آسوده خاطر شدهايم كه آنچه را سيّد تأييد كرده، همان مورد تأييد ماست و آن جا هم از آن ترسيده و گفته: «اگر موافقت ديدگاه مشهور، با ديدگاه توده فقيهان عامه وجود نداشت، پذيرش آن، بىهيچ ترديدى قطعى بود.» بايد به او گفت: بزرگوارا! شما نيز يقين كنيد و حكم قطعى بدهيد و بيم مداريد كه درامانيد.
به يارى خداوند، تا اينجا درباره روايات ديدن هلال در روز، سخن گفتيم و از شاذ بودن روايات حكايت كننده از اعتبار چنين ديدنى آگاه شديم و از آنها چنين به دست آورديم:
مقصود از ديدن، همان ديدن در