شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤ - خاطره اى از مرحوم آيت الله حاج شيخ محمدتقى آملى
پرسشهاى سنگين وجود دارد، براى انسانها نيز مراتب و مراحل و امتحانات گوناگونى وجود دارد كه براى موفقيت در آنها نياز به آشنايى با كتاب و سنّت است.
خاطرهاى از مرحوم آيتالله حاج شيخ محمدتقى آملى
يكى از دوستان كه در انفجار حزب جمهورى اسلامى در هفتم تير به شهادت رسيد[١] به خدمت مرحوم آقاى شيخ محمدتقى آملى در تهران رسيده، درخواست راهنمايى و ارشاد در راه تهذيب نفس و طىّ مدارج معنوى نموده بود. ايشان در پاسخ فرموده بود: اين كه تو مىگويى و مىخواهى همانند كندنِ كوه با مژه چشم است، اگر چنين آمادگى و همّتى دارى قدم در اين راه بگذار.
پيمودن اين راه مانند بالا رفتن از كوهى است كه چند نفر، همواره انسان را به سمت پايين مىكشانند و بايد با همّت والا، خود را از چنگ آنها خلاص كرده، و بالا رفت. اين افراد همان شيطانهايى هستند كه همواره ما را از خدا دور مىكنند و چه بسا در لباسها و قالبهاى گوناگون در بيايند. به طور مثال گاهى ممكن است در لباس اهل علم و زهد و با قيافههايى فريبنده ظاهر شده و انسان را به بىراهه بكشانند و بدون اينكه متوجّه شويم، حتّى خوشحال از اينكه از فلان عالم و زاهد پيروى مىكنيم، به درّه سقوط و نابودى بيفتيم.
[١] منظور مرحوم شيخ غلامرضا دانش آشتيانى است.